بسیاری از بیمارهای روان نیز بصورت بیمارهای جسمی خود را نشان می دهند که در جامعه ما بعنوان بیماری های عصبی شناخته شده که تعریف درستی از بیماری روان نیست . آرامش جسم در کنار آرامش روان میسر است . از دیدگاه معنوی ارتباط با سرمنشاء آفرینش و خالق هستی این آرامش را تامین می کند. در کنار آن محیط اطراف و نوع سازه های موجود در آن نیز می توانند تسکین دهنده و یا افزایش دهنده این آلام باشند. انسان از طریق حواس پنجگانه خود با محیطش ارتباط برقرار می کند ، که از آنها یا لذت می برد یا موجب تالم وی می گردند. چشم یکی از حواسی است که بخش مهمی از این ادراکات را از طریق انتقال بازتابش نوراجسام  به مغز ما می رساند.
هرچه  محیط زیباتر و چشم نوازتر باشد بخشی از آرامش و احساس رضایت انسان  حاصل می گردد و محیط از هم گسیخته و فاقد نظم معنا دار نمی تواند به فرد احساس رضایت و لذت القاء کند و حتی موجب ناراحتی وی نیز می گردد و آلودگی بصری نامیده می شود.
بحث آلودگی بصری بیشتر به محیط انسان ساخت بر می گردد. از وضعیت ظاهری ساختمانها و نظم یا بی نظمی موجود در آنها ، تا بوی زننده مخازن جمع آوری پسمانده ها , نظافت کوچه و خیابان , جدول کنار خیابان , سیم کشی ها و لوله کشی های مختلف, خشکیدن پارکها و فضای سبز, ترافیک سنگین خیابانها, حضور دستفروشان و متکدیان در چهار راهها , جمع آوری کنندگان پسماند و ضایعات گاری بدست, دست فروشان و میوه فروشان وانت سوار تضییع کننده حقوق مغازه داران , مسافرکش های شخصی که حق تاکسی داران را ضایع می کنند, آسفالت نامرغوب و پردست انداز پیاده روهای اشغال شده توسط مغازه داران, زمین های ساختمانی رها شده بدون حصار,سرعت گیر های که فرهنگ ما را به سخره می گیرند و حتی نوع پوشش ما و …. را در بر می گیرد.
معمولا اگر من و شما به خانه یا محلی مراجعه کنیم و آن مکان نتواند از نظر زیبایی و چیدمان اسباب و نظافت ظاهری و … شما را راضی سازد علت را به صاحب خانه و یا مالک و سرپرست آن ارجاع خواهیم داد .این اصل در سطوح کلی مبلمان شهری و جامعه نیز قابل تعمیم است.
در محیط زیست انسان ساخت تک تک افراد ساکن و دست اندر کار آن محیط در تجلی وضعیت ظاهری و سیمای بیرونی آن موثر هستند. بنابراین می توان گفت : شهر زیبا نشان از زیبایی ذهن و تفکر مردم آن دیار و از میزان دانش، فرهنگ، توانایی ، نظم، قانون مندی و نوع مدیریت اجرایی  آن حکایت دارد.
برای ایجاد محیط انسان ساخت بنظر می رسد؛ خواست افراد جامعه، دانش و فرهنگ ، خلاقیت، مدیریت قاطع و توانمند ، طرح و برنامه منظم و مطالعه شده و کارشناسانه ، هدفمندی، هماهنگی بین مردم و مسئولین و نیروی انسانی ماهر از جمله  مهندسین و معماران و طراحان ضروری است. و جلوگیری از تک روی و سلیقه ای عمل کردن نیز مصداق تبعیت از یک برنامه و دستورالعمل خاص است.
به راستی اینها بیانگر آن است، که مطالعه کردن، الهام از زیبایی های طبیعی، رشد قوه خلاقیت و نو آوری ، تجسم و ترسیم آنچه که باید باشد, ابتدائا نیاز ضروری و واجب برای برنامه ریزان و سیاستگذاران شهری و ثانیا همه شهروندان و مسئولین  است.
آنچه در این چند سال درگیر و شاهد آن بودیم روند ساخت و سازهای سلیقه ای و بی برنامه می باشد که چهره شهرهای یمان را تخریب ساخته است و اگر قانون و برنامه ای هم وجود داشته است برای جبران کمبود بودجه به سراغ بخش آخر قانون یعنی «قانون جریمه»  رفته که متاسفانه خساراتی که جریمه های غیر بازدارنده و ناچیز به محیط زیست ما وارد ساخته اند هیچ عامل و دشمن دیگری آنقدر خسارت نزده است. شاید بتوان گفت در کشور ما جریمه راهی برای گریز از قانون است نه راهی برای اجرای قانون!!!! و بهتر بگویم فروش حقوق شهروندان به متخلفان است. و به نوعی ناتوانی مدیران شهری را برای تامین بودجه موردنیاز و توسل به این روش ناکارآمد را می رساند.

این نوع عملکرد فاقد برنامه بلند مدت و جامع و جریمه گرایانه, بانگاهی سنتی و کوتاه مدت, حتی ما را از داشتن و حفظ بافت سنتی منظم و چشم نواز برگرفته از فرهنگ و سنت ومنطبق با نیازهای طبیعی, محروم ساخته است. رشد ستونی آپارتمان ها در داخل شهرها با نماهای سنگی بسیارخطرناک برای جان رهگذران,  موجب ایجاد عدم توازن در بافت شهری گردیده است. آپارتمان سازی و ساخت و ساز ساختمان در کنار عدم رعایت استانداردهای تعریف شده و ایجاد معابر مورد نیاز و بسیاری از کارهای دیگر ، بیان کننده عدم وجود یک طرح جامع زیبایی شناسانه که نماد و شناسنامه شهرها گردد, می باشد, به نحوی که  صرفنظر از انگیزه دیدن  چند اثر تاریخی و طبیعی رنگ پریده, یا زیارت اقوام و بستگان, گردشگری را در شهرهای ایران بعلت تشابه ساخت و ساز و  عدم وجود یک تمایز شاحص بی معنی ساخته است.
باید پرسید, چند درصد از آپارتمان سازان شهرها نسبت به ایجاد فضای سبز تعیین شده اقدام نموده اند؟ بی برنامگی در ساخت و ساز حتی قدرت نفس کشیدن از درخت های موجود را گرفته است. شاید بتوان رکود اخیر در ساخت و ساز را غنیمت شمرد تا ضمن کاهش سرعت رشد بافت های نامتوازن و بدمنظر شهری حتی در بهترین نقاط شهر, در نوع اندیشه خود در ساخت و ساز شهری تجدید نظر کرده و یا آنکه اگر تدبیر و اندیشه و طرحی نداشته ایم به فکر چاره باشیم. گرچه به لطف عدم دوراندیشی سرطان آپارتمان سازی همه شهر را دربرگرفته و جراحی آن امکان پذیر نیست.
رفع الودگی بصری نیازمند کار بسیار و طاقت فرسا است و در شرایط فعلی و در کشورما در شهرها و روستاها شوراهای شهر و روستا مسئول مستقیم مدیریت شهر و روستا می باشند.
شوراهای برآیند اندیشه شهروندان و محل تبادل آراء درخور و شایسته و علمی و برنامه‌ریزی شده می باشند و باید دربرگیرنده مجموعه ای از افراد با دانش و مهارت و تخصص های موردنیاز مختلف و دارای تعهد باشند و نباید محل کشمکش کسانی گردند که در مدرسه یاد نگرفته اند گروهی کار کنند و اصولا اهل فکر و اندیشه در حوزه مدیریث شهری و محیط زیست انسان ساخت نیستند و در اجرای مهمترین وظیفه خویش یعنی شهردار – درصورت عدم واگذاری انتخاب مستقیم آنان به مردم-  ناکارآمد باشند. بنظر می رسد شوراهای شهر و روستا از جمله مراکزی هستند که نباید در آنها سیاسی اندیشید و باید نگرشهای سیاسی مختلف افراد فدای رفاه و آسایش جسم و روان شهروندان گردد. ضمن آنکه درشهرهایی که مردمان همدل علیرغم همه تفاوتهای مذهبی و آئینی و زبان و گویش و خاستگاه با هم زندگی مسالمت آمیز و دوستانه دارند مدیران شهری نیز این مهم را درک و صرفنظر از تفاوتهای ذکرشده از تخصص افراد در صحنه اقدام و عمل به نحو شایسته بهره برده تا به تعمیق وحدت و همرنگی و همدلی بیشتر منجر گردد و مبادا در کارزار انتخاباتی سعی کنند با مخدوش ساختن آن نردبانی برای صعود خود بسازند.
شاید محدود ساختن شرایط نامزدها با توجه به تخصص و توانائیهای افراد و سعه صدر ناظران در تایید نامزدهای دارای صلاحیتهای علمی و اجرایی و مدیریتی بتواند درکمک اصلح یاریگر باشد. باید یادآور شد که صرف احساس تکلیف  نمی تواند در کنار فقدان برنامه و دانش و مهارت و مدیریت برای نامزد شدن کافی باشد؛ چرا که این احساس تکلیف ممکن است موجب مردودی در آزمون عملی گردد و خسران هر دو دنیا را نصیب کسانی گرداند که ناتوان از حمل بار مسئولیت خود را لایق حمل آن پنداشتند.
شهر زیبا در واقع تجلی قوه تفکر و طراحی مردم و مسئولین منتصب یا منتخب است. همچنانکه آلودگی بصری نشان از ضعف عمومی است. آنچه در اطراف خود می بینیم نتیچه همان دانه های است که درقالب رای درصندوق های مختلف انتخاباتی کاشتیم. خوب بکاریم تا خوب بدرویم, برای ما که از حاصلخیز بودن زمین خود مطمئن هستیم,اولین گام برداشت خوب, انتخاب بذر مطمئن است. حتی انتخاب اصلح هرگز به معنی رفع مسئولیت نیست و بی تفاوتی اجتماعی هرگز قابل پذیرش نخواهد بود.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد