×

انتخابات و مدیریت بحران، درسی از پلاسکو…..

  • کد نوشته: 11648
  • ۴,بهمن ۱۳۹۵
  • 1262 بازدید
  • ۰
  • آوای باینگان: مهاتما گاندی می گوید جوامع تکنولوژیک دو انتخاب دارند: اول اینکه می توانند منتظر بمانند تا خطاهای فاجعه آمیز یک نقص سیستمیک ، درهم ریختگی و اعوجاج و خود فریبی را القاء نماید و دوم اینکه یک فرهنگ می تواند موانع و توازن های اجتماعی را برای تصحیح درهم ریختگی سیستماتیک اولیه برای خطاهای فاجعه آمیز را فراهم کند.

    انتخابات و مدیریت بحران، درسی از پلاسکو…..
  • بحران بروز حالت غیرعادی است که در یک نقطه، محل منطقه یا کشوری رخ می دهد که جان و مال مردمان را تهدید کند. لازمه مقابله با آن تعطیل نمودن بخشی از روند معمول کار روزانه در سطوح مختلف و پرداختن به حل مشکل پیش آمده است. حال هر حادثه ای که بتواند جریان عادی و ادرای و تجاری مردم را متاثر و از روال عادی خارج سازد نوعی بحران است. این بحران ممکن است ناشی از حوادث طبیعی یا حوادث ناشی از کار و فعالیت انسان باشد.
    با روند روبه تخریب محیط زیست و تغییرات اقلیمی، انسان با بلایای طبیعی بیشتر و غیر معمول فزاینده ای روبرو می شود . از سویی توسعه محیط انسان ساخت و پیشرفت تکنولوژی حوادث محیط انسانی را پیچیده ساخته و خواهد ساخت. حال جوامع مختلف چقدر برای مقابله با چنین مسائلی آماده هستند بستگی به نوع انتخابهایی دارد که در جریان زندگی و با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی از آن برخوردارند دارد.
    در حادثه پیش آمده در تهران و ریزش ساختمانی ۱۷ طبقه با حجم عظمیی از آهن آلات و بتن و ابزار و تجهیزات کارگاهی و فروشگاهی و اموال مردم  که موجب خسارات جانی و مالی غیر قابل جبرانی گشت. حضور مداوم مسئولان بر سر صحنه گرچه حکایت از دلسوزی و مسئولیت پذیری و مردمی داری آنها داشت اما به نوعی حاکی از عدم اطمینان از نوع مدیریت بحرانی داشت که در حجم خود برای شهری مثل تهران مشکل بسیار بزرگی نبود و الحمدلله با فداکاری آتش نشانها به یک فاجعه تبدیل نشد.
    اگر حادثه بوجود آمده در سطح چند ساختمان یا یک منطقه یا خدای ناکرده در سطح کل تهران بود آن وقت مدیریت بحران چگونه با مسئله روبرو می گشت؟ آیا واقعا مدیر این بحران چه کسی بود؟
    شورای محترم شهر تهران درصورت غایب بودن عوامل شهرداری تهران عملا از صحنه به حاشیه رانده شده و فقط نظارگر مقامات ارشدی بود که وظیقه تعریف شده ای برای حضور در چنین شرایطی نداشتند و این حکایت از آن دارد مردم عزیز پایتخت که معمولا در انتخابات سعی می کند افراد تحت حمایت یک حزب یا جناح یا اندیشه خاص را انتخاب نمایند در انتخاب اعضای شورای تهران بجای رای به تفکرات مدیریتی افراد و توان و اندیشه و دانش آنها به نامها رای داده اند و در این حادثه دیدیم که این شورا کارایی مناسبی نداشت.
    از سویی مدیریت بحران بعنوان متولی امر هم نتوانست از یک نظام سیستماتیک در چارچوب تعریف شده در « برنامه مصوب مدیریت بحران کشور» عمل کند و عملا همه مقامات و مسئولین کشور در این موضوع اظهار نظر فرمودند و همه کشور درگیر مسئله در یک محدوده کوچک تعریف شده گشت.
    سخن ما آن است که، جامعه ما و نیازهای جامعه ما نغییر کرده است و ضروری است ما هم فکر و اندیشه خود را از حصار اندیشه های بسته و کوتاه خارج سازیم و برای شورای شهر و مدیریت شهری و در سایر انتخابها کسانی را انتخاب کنیم و تشویق نماییم که ثبت نام کنند که از نظر دانش، نگرش و مهارت بتوانند در حوادث در گام اول قدرت تحلیل مسائل و تصمیم گیری داشته و چشم به مسئولین بالادستی و رده بالای نظام سیاسی اداری کشور نداشته باشند و در گام اول بتوانند با مطالعه دقیق حوزه سرزمینی تحت مسئولیت خویش مشکلات را شناسایی نمایند و از بحران های ناگوار ممانعت بعمل آورند و در گام بعدی نسبت به مدیریت، امداد، نجات ، اسکان و بازسازی و جبرات خسارات مالی و کاهش خسارات جانی اقدام فرمایند.
    به یاد داشته باشیم ما فاقد رسانه هستیم و اطلاع رسانی هر حادثه ای در دیار ما هرگز به گستردگی و سرعت مرکز نشینان نخواهد بود و تا مدیریت شبکه های مختلف رسانه ای موجود مجوزهای لازم را کسب نمایند زمان حیاتی « تصمیم» و «اقدام» از دست خواهد رفت.
    همه دیدیم در جریان آتش سوزی جنگلهای مرخیل در باینگان (پاوه) که تعدادی از هموطنانمان سوحتند و معلول شدند هیچ رسانه ای خبررسانی ننمود و هنوز بسیار از مردم دیارما از آن بی خبرند.
    با مطالعه تطبیقی در می بابیم که قانون مدیریت بحران کشور ما ترجمه قانون مدیریت بحران هندوستان است و نمی تواند دربرخی موارد پاسخگوی نیازهای کشور باشد و یکی از دلایل این مدعا تصمیات آنی و ناگهانی برای اموال از دست رفته و سرنوشت کارگران و آتش نشان حادثه ناگوار ساختمان پلاسکو است.
    اگر این موارد و سایر موارد قابل پیش بینی در قانون مدیریت بحران ذکر شده باشد نیازی به تصمیات فلان وزیر و یا فلان مجموعه تصمیم گیر در زمان بروز و مدیریت حادثه ندارد؛ چرا که ممکن است از روی احساس باشد و با فروکش نمودن تب حادثه فراموش و هرگز عملی نگردد.
    بنابراین آنچه برما واجب است آن است که مبادا با انتخابهای نسبی و سببی سرنوشت دیارمان را بدست کسانی بسپاریم که در زمان بحران فقط نظار گر باشند. شهر مدیریتی می طلبد که هدفش فروش تراکم برای کسب درآمد نباشد.
    به فرض مثال؛ خدای ناکرده اگر درشهری مثل کرمانشاه که در همان کوچه هایی که برای ساختمانهای دوطبقه تعریف شده و اکنون هر خانه دوطبقه به آپارتمانی بلند مرتبه دهها واحدی تبدیل و تراکم انسان را در واحد سطح بشدت افزایش داده است به ماشین الات سنگین و بعضا حتی سبک برای امداد رسانی نیاز باشد, آیا عملا امکان دسترسی فراهم است؟
    اینجاست که باید بقول گاندی با فرهنگ مناسب موانع اجتماعی را برطرف و توازن لازم را فراهم سازیم تا در حوادث کوچک و بزرگ شاهد اعوجاج و درهم ریختگی سیستماتیک منجر به فاجعه , در جامعه خود نباشیم.

    محمود رستمی تبار بهمن ماه ۹۵

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *