×

بازیگران عرصه مدیریت شهری

  • کد نوشته: 11899
  • ۱۳۹۵-۱۱-۲۶
  • 1701 بازدید
  • ۰
  • آوای باینگان: توسعه و گسترش شهرنشینی و بروز مسایل و مشکلات خاص زندگی شهری، اهمیت توجه به راهبردها، سیاست ها، برنامه ها و راهکارهای سودمند را برای بهینه سازی و ارتقای سطح زندگی شهروندان ضروری ساخته است.

    بازیگران عرصه مدیریت شهری
  • در این میان مدیریت و برنامه ریزی شهری به عنوان عامل اصلی و تعیین کننده، نقش بارزی را در دستیابی به توسعه متعادل و پایدار شهری فراهم می سازند. در واقع هر فعالیت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… بدون وجود مدیریت سازمان یافته که جهات رسیدن به آن را مشخص نماید و فعالیت ها را هماهنگ سازد از هم می پاشد و به ناکارامدی و ضعف دچار می گردد. لذا شهر به عنوان یکی از پیچیده ترین سیستم های دنیای مدرن که دارای جلوه ها، کارکردها و عملکردهای متنوع و گسترده ای است بدون وجود سیستم مدیریت شهری به رکود و تباهی می گراید.
    امروزه شهرها از دو جنبه اهمیت یافته اند: یکی به عنوان محل تجمع گروه عظیمی از مردم با فرهنگ ها، سلیقه ها و رفتارهای متنوع و دیگری به عنوان عمده ترین بازیگر نقش اقتصادی در کل اقتصاد ملی؛ لذا توجه به آنها از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار است. زیرا با برنامه ریزی دقیق و درست، رشد اقتصادی، تثبیت سیاسی و افزایش مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها فراهم می گردد. شکست در حل مشکلات و مسایل شهری نیز سبب رکود اقتصادی، نارضایتی های اجتماعی و سیاسی، فقر، بیکاری و تخریب محیط زیست شهری خواهد شد.
    زمانی که از عدم توفیق و ناکارآمدی برنامه ها و طرح های توسعه شهری و یا به صورت کلی برنامه ریزی شهری در حل مسایل و مشکلات شهری سخن به میان می آید، یکی از دلایل و عوامل اصلی که کمتر به آن توجه می گردد جایگاه و موقعیتی است که عناصر مدیریت شهری می توانند در دستیابی به اهداف مد نظر توسعه شهری از آن برخوردار باشند. باید دید که جایگاه عناصر و اجزای مدیریت شهری یعنی شهرداری، شوراهای شهر، شهروندان و نهادهای جامعه مدنی در کجا قرار گرفته و نظامی را که بایستی با هماهنگی و تعامل، عناصر مدیریت شهری را به فرایند برنامه ریزی شهری پیوند دهد بر چه اصول و ساختاری استوار است.
    پیداست که کمبودها، ضعف ها و مشکلات پیش روی مدیریت شهری تنها متوجه شهرداری نیست بلکه عوامل و عناصر مختلفی در این زمینه سهیم اند که شهروندان به عنوان بازیگران اصلی مدیریت شهری در رأس قرار گرفته اند. حال این سوال مطرح است که شهروندان در مقابل حقوق و مطالباتی که از شهرداری و دیگر دستگاههای سهیم در مدیریت شهری طلب می نمایند از خود پرسیده اند چه وظایفی را نیز بر عهده دارند؟
    بر این اساس در بخش نخست این نوشته سعی گردیده تا ضمن تشریح و تبیین عناصر مدیریت شهری (شهرداری، شوراها، شهروندان و سازمان های غیر رسمی) در وضعیت کلان و تطبیق آن با ساختار شهری پاوه، تا حدودی به شفاف سازی مسایل کمک نمود.
    مفهوم مدیریت شهری چنان وسیع و متنوع می باشد که به هیچ وجه نمی توان شهرداری با وظایف کنونی را معادل آن دانست. مدیریت شهری در واقع مترادف است با همه آفریدگان عرصه حیات شهر. موفقیت شهرداری نیز در عرصه مدیریت شهری به چگونگی ارتباط میان سطوح مختلف عناصر شهری بستگی دارد. تعاملی کارا و منطقی با دیگر ارگان های سهیم در مدیریت شهری و مشارکت با آنها در زمینه توسعه شهری است که می تواند محیط شهری مناسبی را برای شهروندان فراهم نماید.
    شهرداری
    شهرداری سازمانی است عام المنفعه، محلی، حقوقی و مستقل که در محدوده شهر برای رفع نیازهای عمرانی، رفاهی و خدماتی مردم شهر که جنبه محلی دارد تشکیل می گردد و منظور این است که امور شهری با مشارکت شهروندان حل و فصل گردد. از همان زمان شکل گیری و پیدایش شهرداری ها، جایگاه مردم در این سازمان به اندازه ای اهمیت داشته که برخی از صاحب نظران شهرداری ها را به مثابه یک سازمان سهامی ( با سهامداری مردم شهر) تعریف کرده اند. در واقع شهرداری به عنوان یکی از اصلی ترین عناصر زیر مجموعه مدیریت شهری، نقشی بسزا در تغییر و تحولات شهری بر عهده دارد. در بسیاری از کشورها که نظام حکومتی آنها غیر متمرکز و حکومت های محلی نقش برجسته ای دارند، شهرداری ها داری قدرت عمل و وظایف گسترده ای می باشند. اما در کشورهایی با سیستم و ساختار حکومتی متمرکز و یا کشورهای در حال توسعه نظیر ایران، وظایفی که بایستی شهرداری ها آنها را به سرانجام برسانند تا حدودی میان سازمان های دیگر پخش گردیده و به عبارتی شهرداری دارای حیطه عمل و فعالیت محدودتری است و همین مسأله یکی عوامل ناکارامدی برنامه ریزی شهری و عدم توفیق در طرح های توسعه شهری است که پیامدهای زیانباری را نظیر گسترش بی رویه شهرها، ترافیک، آلودگی، ناهماهنگی در توسعه زیرساخت ها، هزینه های اضافی و… به همراه دارد. با توجه به توضیحات فوق و نقشی که شهرداری پاوه در خصوص ارایه خدمات به شهروندان بر عهده دارد، روشن است که این شهرداری بنا به دلایل گوناگونی نتوانسته است وظایف محوله را به درستی انجام دهد. از یک طرف محدودیت منابع و امکانات، فقدان منابع درآمدی پایدار و دائمی، وابستگی به سازمان های بالادستی، فقدان نیروهای کارآمد و متخصص در امور شهری، فقدان مدیریت های پایدار و مرتبط با شهرداری در رأس سازمان، محدودیت های طبیعت سرزمینی، نبود فرصت های درآمدزایی برای شهرداری، عدم دخالت و یا همراهی شهروندان و حتی دیگر سازمان های دخیل در مدیریت شهری و موارد بیشمار دیگری باعث گردیده تا شهرداری انچنان که باید و شاید نتواند به وظایف خود جامه عمل بپوشاند. هرچند امروزه بسیاری از شهروندان وظایف شهرداری را بیشتر با تنظیف معابر، آبیاری و توسعه فضای سبز، آسفالت، جدول گذاری و کف سازی معابر و… می شناسند؛ اما حیطه عمل و وظایف شهرداری دارای ابعاد بسیار وسیع تری است که مسایل فرهنگی، ورزشی، اجتماعی، آموزشی، برنامه ریزی، تفریحی و… نمونه ای از موارد فوق است. در واقع شهرداری اگرچه هدف و وظیفه اصلی اش ارایه خدمات هرچه بهتر به شهروندان است؛ اما در زمینه توسعه و عمران شهری نیز با ضعف هایی همراه بوده است.
    شوراها
    مشارکت در کشور ما پدیده تازه ای نیست و مردم این سرزمین همواره در امور خود از شور با یکدیگر غفلت نورزیده اند. با رشد شهرنشینی و به تبع آن تغییر الگوهای مشارکت، لزوم بازبینی در این مفهوم و ارایه الگوهای متناسب با نیازهای امروزی شهروندان احساس گردیده است.
    بدون تردید انسان با همان صفات و ویژگی های ذاتی و نفسانی که قران کریم از آن یاد می کند، محور اصلی توسعه است و از میان تمامی عوامل پیچیده مدیریتی، مردم تعیین کننده ترین عنصر در اداره جامعه هستند. مشارکت جمعی در مسایل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و در فرایند برنامه ریزی سکونتگاه ها می تواند موجبات حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش را به همراه داشته باشد. در این چارچوب فکری و عقیدتی است که از شورا به عنوان یکی از ارزنده ترین دستاوردهای بشری یاد می شود.
    با استقرار انسان بر روی زمین وی به زندگی اجتماعی روی آورد و در واقع انسان در متن اجتماع مفهوم پیدا کرده است. وجه تمایز انسان در مشارکت اجتماعی و زندگی جمعی وی به همراه اصل مشارکت نظام یافته نهفته است.
    سابقه شورا و مشارکت مردمی موضوع پیچیده و قدیمی است که در طول تاریخ به شیوه های مختلف همراه انسان بوده که البته بیشتر به شکل سنتی مطرح گردیده است. لکن موضوع شوراها به شکل امروزی در یکی دو قرن گذشته و در ایران به ویژه از انقلاب مشروطه نمود بیشتری پیدا کرده است. انقلاب مشروطه فرصتی به دست داد تا مردم از آزادی های نسبی بیشتری برخوردار شوند و تا حدودی در سرنوشت خویش سهیم گردند. اما دیری نپاید که این آزادی ها توسط دولتی که در اثر همین انقلاب و بر اساس قانون ناشی از اراده مردم بوجود آمده بود، سرکوب گردید. این نهاد به سرعت به صورت نظام متمرکز تصمیم گیری خودکامه ای درآمد و تمامی قدرت های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و مدیریتی را در بر گرفت. لذا بعد از انقلاب مشروطه بحث مشارکت مردمی تا حدود زیادی به بوته فراموشی سپرده شد و مردم علاقه و رغبت چندانی برای حضور در صحنه و مشارکت در اداره امور نداشتند. شکل گیری رسمی شوراها به عنوان یکی از اصول تحقق نیافته قانون اساسی در سال ۱۳۷۷ نقطه عطفی در تحولات مدیریت شهری کشور می باشد.
    واژه مشارکت از حیث لغوی به معنای درگیری و تجمع برای منظوری خاص می باشد. در مورد معنای اصطلاحی آن بحث های فراوانی شده است ولی در مجموع می توان جوهر اصلی آن را درگیری، فعالیت و تاثیرپذیری دانست. با پذیرش این جوهر برخی از صاحب نظران مدیریت، تعریف زیر را برای مشارکت ارایه نموده اند.
    ” مشارکت درگیری ذهنی و عاطفی اشخاص در موقعیت های گروهی است که آنان را بر می انگیزد تا برای دستیابی به هدف های گروهی، یکدیگر را یاری دهند و در مسئولیت کار شریک شوند.”
    وظایف و اختیارت شورا
    قانون تشکیلات شوراهای اسلامی، حدود وظایف و اختیارت شوراها را تعیین کرده است. این وظایف معمولاً به چهار دسته تقسیم می شوند: – امور مشورتی، امور نظارتی، اموار برنامه ریزی و امور اجرایی
    امور مشورتی: از جمله وظایف شوراها بررسی و شور در مورد مسایل حوزه انتخابی اعضای شورا می باشد. ارایه پیشنهادها و راه حل ها درباره مسایل حوزه انتخابی به شورای بالاتر و مقامات مسئول و همچنین بررسی برنامه های پیشنهادی سازمان های اجرایی در زمینه های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی و… را می توان از نکات بارز این این وظیفه دانست.
    امور نظارتی: نظارت بر عملکرد سازمان ها و موسسات محلی که از طرف دولت اداره می شوند از خصوصیات مهم یک سازمان محلی است. هدف از تشکیل سازمان های محلی غیر متمرکز در یک کشور، تسریع کار و سپردن امور مردم به دست خودشان است. بنابراین نظارت بر موسسات و سازمان های دولتی در جهت پیشبرد طرح ها و هماهنگ کردن امور از جمله وظایف سازمان های محلی است.
    امور برنامه ریزی: برنامه ریزی برای جلب مشارکت مردم در اجرای برنامه های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی و… با هماهنگی مراجع مربوطه از دیگر وظایف شوراها است.
    امور اجرایی: از ویژگی های قانون تشکیلات شوراهای اسلامی این است که برای شوراهای اسلامی وظایف اجرایی نیز در نظر گرفته شده است. این وظایف که معمولاً با توجه به شرایط محیطی و نیازهای منطقه ای یا شهری تعیین می شود برای بعضی از شوراها بیشتر و برای برخی محدودتر است.
    البته وظایف شوراها به موارد بالا محدود نمی شود. از طرفی شوراها دارای دو دسته وظایف هستند، یکی وظایف عمومی یعنی وظایفی که راجع به مسایل کلی شهر است و دیگری وظایف مربوط به شهرداری. وظایف عمومی، فراهم نمودن همکاری مردم در حد نیاز مدیریت ها، بررسی و شناخت کمبودها، نظارت بر حسن اجرای مصوبات، جلب همکاری مردم، برنامه ریزی در خصوص مشارکت مردم، هماهنگی با دستگاه های ذیربط در خصوص گسترش مراکز تفریحی، فرهنگی، ورزشی، فعالیت در خصوص تشکیل انجمن ها و نهادهای اجتماعی. اینها وظایف متنوعی هستند که بایستی با همکاری دستگاه های ذیربط صورت پذیرد.
    وظایف اختصاصی شورای شهر در مورد شهرداری آغاز می گردد. در واقع شورای شهر نقش یک پارلمان محلی را بازی می کند. شهرداری یک سازمان عام المنفعه و مردمی است. تصمیم گیری در خصوص چگونگی انجام خدمات با توجه به بنیه مالی شهرداری و امکاناتی که مردم شهر در اختیار شهرداری قرار می دهند، اغلب با شورای شهر است. در اینجا شورای شهر با حسن اداره، حفظ سرمایه و دارایی های شهرداری نظارت کامل دارد. آیین نامه هایی را که شهرداری قانوناً باید تهیه کند، تصویب می کند. شورای شهر بودجه شهرداری را هم به معنای خاص و هم به معنای عام تصویب می کند، یعنی اینکه چه کاری در چه زمانی باید انجام شود و چقدر پول هزینه شود. مهمتر از همه تعیین شهردار با شورای شهر است.
    وظایف دیگری مانند تصویب معاملات شهرداری، پرداخت وام، اساسنامه موسسات وابسته به شهرداری، وضع عوارض، نظارت بر امر سینماها، اماکن عمومی، تعیین مقررات لازم برای اراضی غیر محصور شهری، نظارت بر اداره امور گورستان ها و… بر عهده شورای شهر است. در واقع همه کارهای شهرداری ها با شورای شهر است.
    متأسفانه شهرهای ما در زمینه مدیریت شهری هنوز به وحدت و یکپارچگی نرسیده تا در ابعاد محلی تصمیم گیر و تصمیم ساز باشند. در مورد شهرداری ها است که شورای شهر حاکمیت دارد و در تصمیمات آنها موثر است و در سرنوشت رفاه، اقتصاد، آموزش، فرهنگ و بهداشت مردم تأثیر دارد. اما اینها همه آنهایی نیست که در شهر باید باشد. وظایف و اختیاراتی بیش از این می توان برای شورای شهر در نظر گرفت.

    اهداف شوراها
    شوراها هدف ها و دستاوردهای متنوعی می توانند داشته باشند. از طرفی بایستی انعطاف پذیری در امور شوراها به طور کامل رعایت گردد تا بتوانند با مشکلات متنوع و اقشار مردم هماهنگی لازم بعمل آورند. تشکیل شوراها می تواند نظام را کارآمدتر و ساختار برنامه ریزی کشور را بهینه تر نماید. توزیع امکانات را منطقی تر کند و از توان عظیم مردم استفاده بهتری برای پیشبرد اهداف و رفع مشکلات شود.
    تصمیم برای تشکیل شوراها در واقع پاسخی است به درخواست مردم برای مشارکت. بدین ترتیب محور اصلی کار شوراها، مشارکت است. شوراها پس از شکل گیری می توانند باعث شکل گیری افکار عمومی شوند.
    اصولاً نمی توان از شوراها انتظار داشت که ساختار مدیریتی را در کشور دگرگون سازند. ساختار دیوان سالاری ما نسبت به قبل از شوراها تغییر اساسی نکرده است. تنها می توان گفت با تشکیل شوراها تا حدی به سمت غیرمتمرکز شدن ساختار دیوان سالاری حرکت کرده است. از طرفی اگر به چارچوب شوراها توجه و دقت کرد معلوم است که دارای وظایف و اختیارات خاص می باشند که نمی توان از آنها انتظار یک ساختار کاملاً غیرمتمرکز را داشت. و نیز بایستی شورای شهرستان، استان، شوراهای عالی استان و حتی شوراهای محلی تشکیل گردند تا اینکه به یک نظام غیرمتمرکز تا حدودی امیدوار بود. در واقع با ایجاد شوراها، رویکرد قانون اساسی به سمت عدم تمرکز اداری است نه سیاسی و نه چیز دیگر و شوراها یکی از ابزار تحقق عدم تمرکز اداری است. البته باز هم از لحاظ اداری نمی تواند به طور کامل موجبات عدم تمرکز اداری را فراهم نمایند چرا که شوراهای شهر تنها یک حلقه از زنجیره گسترده شوراها است که در قانون اساسی پیش بینی شده است. اجرای سیاست عدم تمرکز، سپردن کارهای عمرانی، اقتصادی و رفاهی به خود مردم، سرعت بخشیدن به جریان امور، رفع تبعیض، نظارت اجتماعی، هدایت و رهبری برنامه های محلی و آگاه سازی مردم از دیگر اهداف شوراها است.
    محدودیت ها و مشکلات شوراها
    حرکت به سوی مردم سالاری، استقبال از اقتصاد باز، حمایت از خصوصی سازی و کارآفرینی، آزادسازی جریان اطلاعات و… همه و همه راههایی به سمت جلب مشارکت مردمی در بدست گرفتن امور خویش است. شوراها با جلب مشارکت مردمی، شعار جامعه مدنی را جامه عمل پوشانده و مردم سالاری را به معنای واقعی خود تحقق می بخشند.
    برخورد منطقی نداشتن با خواسته ها و انتظارات بی حد و حصر مردم می تواند خطر دلسردی از شورا را تشدید کند و ممکن است مردم به شوراها به چشم یک نهاد دولتی نگاه کنند.
    یکی از عمده ترین موانع در اداره امور شهرها، وجود مراکز تصمیم گیری متعدد در زمینه مدیریت شهری است که بایستی با دادن اختیارات بیشتر به شوراها از یک برنامه ریزی واحد و محلی برای اداره امور آنها استفاده شود.
    قانون شوراها دارای ایرادات متعددی است که بایستی با گذشت زمان اصلاح و ترمیم شود. شورا نوپا است و همین برای بسیاری مساله است. هستند افراد و سازمان هایی که از مصوبات شورا فرا می کنند و این چندان دور از ذهن نیست که پس از ۲۰ سال که همه نهادها در کشور مستقر شده و حیطه وظایف خود را تثبیت کرده اند، پذیرش اینکه نهادی مدنی آنهم بعد از دو دهه بخواهد کلیددار تصدی هایی بشود، برای عده ای ناخوشایند است. آیا همین کافی نیست تا پی برد در چنین وضعیتی، شوراها در سال های نخست فعالیت با چه مقاومت و مشکلاتی روبرو خواهند بود؟ نوع تفکر رایج در کشور می تواند برای شوراها مشکل افرین باشد که متأثر از گذشته های دور، چندان با سپردن امور به دست مردم و افزایش مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها موافق نیستند. خود شوراها و اعضای آن می تواند مشکل آفرین باشند، مبنی بر اینکه بعضاً از آگاهی و اطلاعات چندانی برخوردار نیستند و به طور کلی با مسایل شهری آشنایی چندانی ندارند و یا فاقد تخصص در زمینه مسایل شهری و یا از گروه های مختلف و بعضا، منفعت طلب و در راستای مقاصد خاص خود هستند.
    شوراهای اسلامی در اولین گام مدیریتی خود بایستی شناخت کامل و جامعی از ویژگی های جامعه را کسب نمایند و برای دستیابی به مدیریت شهری تعاریف و الگوهای روشنی ارایه نمایند. شاید بتوان گفت خود شناسی و تدقیق در جایگاه و موقعیت خویش در نظام مدیریت شهر را جزو برترین اصول و اولویت های شوراها نامید. شوراها بایستی با نگرشی آسیب شناسانه نیازهای شهر و شهروندان را در کلیه زمینه ها شناسایی کنند و با کالبد شکافی دقیق تعاریف روشنی از این نیازها ارایه دهند، براین اساس زمینه و مدارهای فعالیتی خویش را تعیین نمایند و نه تنها رابطه میان این مدارها بلکه با سایر عوامل و دستگاه های اجرایی تأثیرگذار تعریف کنند و برای اجرای این فعالیت های تعریف شده، تشکیلات اداری کارا و منطبق با اصول مدیریت و هماهنگ و همخوان با ساختار مدیریتی کلان کشور را بنا نهند.
    تشخیص مقیاس فعالیت و مسئولیت شوراها با توجه به بزرگی شهرها و تفاوت در ویژگی های اجتماعی، اقتصادی و توسعه آنها امری ضروری است. این بدان معنا است که شوراها نمی توانند و نبایستی یک الگوی برنامه ریزی و مدیریت اجرایی یکسان را برای اداره شهرها انتخاب نمایند. الگویی که بر اساس شناخت ظرفیت های توسعه محلی پایه ریزی شده باشند به واقعیت نزدیکتر و امکان موفقیت آن بیشتر است.
    شوراها بایستی به این موضوع توجه داشته باشند که شهر همانند یک موجود زنده و پویا است و همانند هر موجود زنده دیگری نیازمند برنامه ریزی مستمر حیات، سرزندگی و شادابی است. محور و جهت گیری فکری، مدیریتی و کاری شوراها بایستی مبتنی بر اصول توسعه پایدار صورت گیرد. رابطه ای شفاف و خالی از هرگونه پیرایش با مردم برقرار نمایند و فراموش نکنند که آنها خود را برای انتخاب شدن به مردم عرضه نموده اند.
    با توجه به نزدیک شدن به انتخابات شوراها و تجربه دوره های گذشته در شهرستان پاوه، امید است مردم با دقت و درایت بیشتر اقدام به انتخاب افراد نمایند. زمانی که اغلب شهروندان از وضعیت شهری گله مند هستند آیا از خود پرسیده اند که در انتخاب اعضای شوراها چه معیارها و یا ملاک هایی را مد نظر قرار داده اند؟ آیا شهروندان تا به حال بجز تفکرات عشیره ای و خانوادگی، در انتخاب شورا به تخصص، تجربه، درایت و کارآمدی رای داده اند؟ به راستی این جمله واقعیت دارد که “سرنوشت هیچ قوم و یا ملتی تغییر نمی کند مگر به خواست و اراده خود آنها”. اگرچه قصد تخریب و یا نقد جدی شوراها در پاوه را نداشته اما به راستی و با توجه به این ضرب المثل که ” به کارهای گران مردان آزموده باید فرست” مصداق عینی در مقوله انتخاب آگاهانه است. به عنوان عضوی کوچک از جامعه پاوه و اورامانات انتظار عاجزانه از تک تک شهروندان را داشته و دارم که اینبار فارغ از هرگونه نگرش خویشاوندی، قومی، قبیله ای و… تنها ملاک را برای انتخاب افراد شورا، تخصص، تجربه و کاردانی قرار داده و حتی در زمانی که بسیاری پیش از موعد به تبلیغ روی آورده و به صورت غیر رسمی درخواست حمایت و پشتیبانی را دارند، از آنها پرسیده شود که برنامه، سیاست، اهداف و راهکارهایشان برای دوره چهار ساله مدیریت شهری در پاوه چیست؟ به عبارتی هر فردی که داعیه حضور در شورا را دارد با این سوالات به چالش کشیده که حال که تمایل به ورود به شورای شهر را دارید، خواهشمندم به این سوال و سوالات بیشمار در حوزه مدیریت شهری پاسخ دهید که: ” چه برنامه ای برای شرکت در انتخابات و یا به عبارتی مبارزات انتخابی شورای شهر دارید؟ و اگر در آینده عضوی از شورا شدید چه برنامه هایی برای حوزه های مختلف مدیریت شهری پاوه مانند ” حمل و نقل و ترافیک و معضلات شهری در این زمینه، شهرسازی و ساخت و سازهای ناهنجار و بدون برنامه، نوسازی بافت ناکارآمد و فرسوده شهری پاوه، مساله روستاهای چسپیده به شهر، گردشگری شهر، توسعه فضاهای سبز و تفریحی، مبارزه با فساد و رانت خواری، فرهنگ شهروندی، سیما و منظر شهر، اقتصاد شهری و درآمدهای پایدار شهر، توسعه ورزش و فعالیت های ورزشی- تفریحی و فرهنگی، مشارکت مردمی و سوالات بیشمار در حوزه بهداشت و درمان، سلامت شهروندان، آموزش و ارتقای سطح آگاهی عمومی، محیط زیست و توسعه پایدار شهری، امور زیربنایی و زیرساختی مانند بهبود وضعیت آب شرب و…، حفظ باغات و فضاهای سبز، خدمات رسانی و شاید موارد بیشمار که به اندازه تفکر و نگرش تک تک شهروندان در حوزه شهر و شهرداری وجود دارند؟ امید است با ژست های فریبنده، از انتخاب عاقلانه چشم پوشی نکرده و این بار از همه افرادی که کاندید می شوند به جد خواسته شود برنامه خود را برای حضور در شورای شهر برای چهار سال آتی ارائه و در معرض دید و انتخاب آگاهانه شهروندان قرار دهند.
    درخواست دیگر فراهم نمودن فضایی برای حضور کاندیدها در میان اجتماع های مردمی و ارائه برنامه ها به معرض دید و قضاوت شهروندان است. بی شک نهادهای مدنی، انجمن های مردمی و غیر رسمی، جامعه آموزش و پرورش و قشر تحصیل کرده، گروههای مجازی و حتی شورای شهر و شهرداری وظیفه و مسئولیت دارند زمینه چنین نشست هایی را برای آنها فراهم نموده و یا از آنها بخواهند به چنین نشست هایی برای پاسخگو نمودن آنها و ارائه برنامه هایشان ورود پیدا کنند.
    توصیه دیگر به افرادی است که تمایل به حضور در عرصه انتخابات را دارند. بی شک اگر در این دنیا بازخواستی نباشد در جهان دیگر و روز آخرت، پروردگار یکتا و یگانه چنین افرادی را مورد سوال و به عبارتی محکمه قرار خواهد داد، چرا با وجود اینکه می دانستند و آگاهی داشتتند که تخصص و تجربه لازم و هم توان و قدرت بر عهده گرفتن چنین بار مسئولیت سنگینی را نداشته، اقدام به حضور در این عرصه نموده و موجبات نارضایتی مردمی و عقب ماندگی شهری را فراهم ساخته اند؟ امید است اینبار افراد متخصص و توانمند در حوزه های مختلفی که تحصیلات دانشگاهی مانند متخصصین حوزه های مختلف شهرسازی، برنامه ریزی شهری، حمل و نقل و ترافیک، علوم اجتماعی، عمران و معماری، بهداشت و درمان، فضای سبز، ورزش، اقتصاد شهری، محیط زیست و … را دارند با تشکیل ائتلافی هماهنگ و یکبارچه و با تدوین برنامه های مدون و دقیق برای پیشبرد اهداف توسعه شهری و اعتلای جامعه به این عرصه وارد گردند. به امید روزی که فارغ از علایق و خواسته های خانودگی، قوم و خویشی و تنها با انتخاب آگاهانه، سربلندی را برای مردم پاوه و اورامانات به ارمغان آورد.

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *