×

ایرج محمدزاده
سیاه نمایی؛ چاقویی که دسته خودش را می برد

  • کد نوشته: 14425
  • ۱۳۹۹-۰۱-۲۸
  • 4210 بازدید
  • ۲ دیدگاه
  • آوای باینگان: سالها پیش یادم می آید که دیدن لباس کوردی در تلویزیون خواب و خیالی بیش نبود، شنیدن آهنگی کوردی با هر لهجه ای ما را ذوق مرگ می کرد طوری که تا روزها برای همدیگر تعریف می کردیم.
    سیاه نمایی؛ چاقویی که دسته خودش را می برد
  • سالها پیش یادم می آید که دیدن لباس کوردی در تلویزیون خواب و خیالی بیش نبود، شنیدن آهنگی کوردی با هر لهجه ای ما را ذوق مرگ می کرد طوری که تا روزها برای همدیگر تعریف می کردیم. انگار به خود ماهم تلقین شده بود که دیدن لباس کوردی، رسم و رسومات و آیین و سنت کوردی، شنیدن آهنگ و حتی کلامی هر چند مختصر با لهجه کوردی به نوعی جرم محسوب می شد.

    اما اکنون در صدا و سیمای جمهوری اسلامی با تمام کم و کاستی هایش، باتمام سانسور و کتمان هایش و باتمام نامهربانی هایش، ناب ترین و خاطره انگیزترین و اصیل ترین نواهای کوردی روی آنتن می رود، آنهم نه چندسال یکبار و نه چندماه یکبار، بلکه هرشب.

    سالها قبل شنیدن صدای حسن زیرک و مظهر خالقی و دیگر بزرگان هنر کوردی خواب و خیالی بیش نبود اما اکنون نه تنها برای مردم کورد بلکه برای تمام مردم ایران به امری بدیهی تبدیل شده و مردم ایران گوششان با این نواها انس گرفته است.

    از سریال (نون خ) می نویسم ، سریالی که مثل تمام محصولات بزرگ ایران و جهان عاری از اشتباه و نقد نیست، وقتی به شاهکارهای سینما و تلویزیون ایران و جهان دهها مورد نقد ریز و درشت وارد است و نوک پیکان انتقاد به فیلم هایی مثل جدایی نادر از سیمین و سریال های پر مخاطبی مثل پایتخت تا این حد تیز است قطعا نقد بر مجموعه ای مثل (نون خ)هم امری عادی است.

    قطعا نوع پوشش، گویش، حرکات و رفتارهای بازیگران و عوامل مجموعه به مذاق خیلی ها خوش نیامده و در نگاه اول زبان و قلم نقد را به حرکت وا می دارد که البته در جای خود روا و گاها لازم می باشد.

    اما وقتی به ماهیت و نفس کار توجه می کنی و کمی عمیق تر ماجرا را مورد کند و کاو قرار می دهی خیلی از زوایای پنهان ماجرا برایت روشن می شود ، از ماهیت و خاصیت مجموعه های طنز و رفتارها و گفتارهایی که لازمه آنست گرفته تا محدودیت های رسانه ملی و دهها موارد دست و پاگیر دیگر همه و همه موجب می شود کمی منصفانه تر قضاوت و نقد کنیم و به قول معروف یک طرفه به قاضی نرویم.

    همه ما می دانیم تولید و پخش چنین سریال هایی مختص یک قشر یاگروه یا قوم خاصی از جامعه نیست و طبعا این سریال را جدای از اینکه دیگر لهجه ها و گویش های کوردی می بینند،سایر مردم ایران نیز از جمله فارس و ترک و عرب و گلیکی و…نظاره گر هستند و قطعا مخاطبان این سریال می بایست آنرا به وضوح درک و فهم نمایند.


    کورد که فقط در اورامانات یا مهاباد یا سنندج خلاصه نمی شود ، چندین و چند منطقه دور و نزدیک ایران را با انواع پوشش و لهجه و سنت های مختلف شامل می شود.
    به عنوان مثال سکانسهای مربوط به زندگی روستایی در روستای کندوله تصویربرداری شده است و همانگونه که می بینیم پوشش و سربند(سروین) زنان حاضر در این سریال مختص زنان این روستا می باشد.

    پوشش لباس مردانه هم به همین صورت است ، به تصویر کشیدن یک زندگی عادی روزمره لازمه اش پوشیدن لباس های خیلی رسمی و گران قیمت مردانه (آنگونه که در تیتراژ و یا هنگام هه لپرکی زیبای کوردی که اتفاقا از بچه های اورامانات استفاده شده و می بینیم) نیست. شاید گاها در بخش هایی از سریال مخصوصا در سری اول آن ،در خوردن تخمه کمی زیاده روی شده بود اما خوب به هرحال وقتی بخواهیم محصولی مثل تخمه سنقری یا هر محصول دیگری را معرفی نماییم لازمه اش به تصویر کشیدن آن می باشد (حالا این به تصویر کشیدن بستگی به سلیقه و توانایی عوامل دارد و می توانست زیباتر باشد) همانگونه که در این سری دوم به محصولی دیگر از منطقه یعنی رب انار به صورت ویژه ای پرداخته شده است.

    بنده شخصا به عنوان یک روزنامه نگار منتقد به خیلی از سکانس ها و بخش های سریال نقد دارم و قطعا با کندوکاو و مشاوره و تحقیق بهتر و بیشتر ، می شد محصول بهتری ارائه داد. اما اینکه به عنوان مثال بگوییم مردهای کورد زن دوم نمی گیرند ادعایی غیر معقول و غیر واقعی است هرچند ناپسند شمردن آن توسط کردها خیلی قشنگ به تصویر کشیده شده است مثل صحنه اتحاد و پشت هم خالی نکردن کوردها و چندین مورد دیگر….

    اما این همه هجمه به این مجموعه و مجموعه هایی این چنینی را همچون برگشت استاد مظهر خالقی به کردستان ایران که مورد اماج بی رحمانه ترین نقدها قرار گرفت، سیاه نمایی بیش نمیبینم و قطعا این نوع برخورد و یورش بردن به عوامل ساخت سریال ، باعث دلسرد شدن سایر سرمایه گذاران دراین حیطه برروی پتانسیل های منطقه خواهد شد. کما اینکه یادمان نرود دراین مجموعه چندین نفر از مناطق مختلف اورامانات مشارکت دارند که در حالت عادی ظهور برروی صفحه تلویزیون برایشان خواب و خیالی بیش نبود.

    پس بیاییم همیشه نیمه پر لیوان را ببینیم.

    ایرج محمدزاده (روزنامه نگار)

    نویسنده: ایرج محمدزاده

    نوشته های مشابه

    2 پاسخ به “سیاه نمایی؛ چاقویی که دسته خودش را می برد”

    1. کورد گفت:

      ما از صداوسیما میخواهیم به مانند سریال پایتخت قسمت‌های۳,۴,۵,۶ سریال دیدنی و جذاب نون خ هم ساخته بشه.
      ما هرشب به عشق دیدن سریال نون خ،تلویزیون را روشن میکنیم.

    2. ناشناس گفت:

      نمیشه گفت این فیلم بی عیب نیست ولی خب باید درست قضاوت کرد.
      البته با کمال احترام به جناب محمد زاده ولی شما هم یه کم بیش از حد دفاع کردین از فیلم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *