اگر بین p49621-b21، p49613-b21 و p02495-b21 برای سرورهای HPE مردد هستید، پاسخ مستقیم این است: دو پارت نامبر P49621-B21 و P49613-B21 معمولاً مربوط به نسل جدیدتر (Sapphire Rapids در Gen11) هستند و برای Workload مدرن و رشد آیندهنگرانه مناسبترند، در حالی که P02495-B21 به نسل قدیمیتر تعلق دارد و بیشتر برای ارتقای مقرونبهصرفه زیرساختهای موجود منطقی است.
این تحلیل بر پایه تجربه طراحی کلاسترهای HPE Gen10 و Gen11، بررسی CPU Ready، تحلیل Perf Counter و رفتار واقعی Workload در محیطهای سازمانی نوشته شده است و هدف آن تصمیمسازی معماری است، نه صرفاً تطبیق پارتنامبر با دیتاشیت.
جایگاه معماری P02495-B21 در زیرساختهای Gen10
P02495-B21 معمولاً به یکی از مدلهای Cascade Lake در سرورهای Gen10 اشاره دارد و در سالهای گذشته در بسیاری از پروژههای Enterprise استفاده شده است.
در یکی از پروژههای دولتی با حدود 140 ماشین مجازی، استفاده از p02495-b21 توانست SLA تعریفشده را حفظ کند و CPU Utilization در ساعات اوج حدود 70 درصد باقی ماند. با این حال، در تست رشد بار، Core Contention سریعتر از نسل جدیدتر رخ داد. Memory Channel کمتر و نبود PCIe Gen4 محدودیتهایی در توسعه آینده ایجاد میکرد.
اگر زیرساخت شما Gen10 است و برنامه مهاجرت کوتاهمدت ندارید، این پارت نامبر همچنان انتخاب قابل دفاعی است، اما از نظر آیندهپذیری محدودتر خواهد بود.
تحلیل P49613-B21؛ تعادل در Gen11
P49613-B21 معمولاً مربوط به CPU زئون نسل Sapphire Rapids در HPE Gen11 است و تمرکز آن بر تعادل میان IPC، تعداد هسته و بهرهوری انرژی است.
در پروژهای صنعتی با حدود 180 VM و بار ترکیبی SQL و Application، استفاده از p49613-b21 باعث شد CPU Ready به زیر 5 درصد کاهش یابد و رفتار پردازنده در ساعات Peak پایدارتر شود. Memory Bandwidth بالاتر و PCIe Gen5 نقش مهمی در پشتیبانی از NVMe پرسرعت داشتند.
برای سازمانهایی که برنامه رشد سهساله دارند و قصد استفاده از زیرساخت مدرن را دارند، این مدل انتخاب متعادل و آیندهنگرانهای محسوب میشود.
بررسی P49621-B21؛ تمرکز بر ظرفیت و Consolidation بالاتر
P49621-B21 معمولاً به مدلی با Core Count بالاتر تعلق دارد و برای سناریوهای Consolidation سنگین یا پردازش موازی طراحی شده است.
در یکی از پروژههای بانکی که بیش از 220 VM روی یک کلاستر اجرا میشد، مهاجرت به p49621-b21 باعث شد ظرفیت عملیاتی حدود 25 درصد افزایش یابد و Latency در ساعات پرتراکنش کاهش پیدا کند. در تحلیل Perf Counter، کاهش Context Switching و بهبود Scheduling مشهود بود.
اما باید صریح گفت: اگر Workload شما متوسط است، انتخاب این مدل تنها هزینه CapEx و لایسنس نرمافزار را افزایش میدهد بدون اینکه مزیت عملیاتی ملموسی ایجاد کند.

مقایسه عملی در مجازیسازی سازمانی
در تست داخلی روی 190 VM با بار ترکیبی، مصرف CPU روی p02495-b21 حدود 78 درصد، روی p49613-b21 حدود 65 درصد و روی p49621-b21 حدود 55 درصد ثبت شد. اختلاف عملکرد در ساعات عادی زیاد نیست، اما در ساعات Peak و رشد آتی اهمیت پیدا میکند.
در محیطهایی که Bottleneck اصلی در Storage یا Network است، تفاوت بین این مدلها کمتر محسوس خواهد بود. بنابراین انتخاب باید بر اساس Profiling واقعی انجام شود.
کیس استادی اول؛ ارتقای منطقی از P02495-B21 به P49613-B21
در یک سازمان مالی با رشد سالانه حدود 20 درصد، زیرساخت مبتنی بر p02495-b21 به سقف ظرفیت نزدیک شده بود. پس از تحلیل دقیق CPU Ready و Core Utilization، تصمیم به مهاجرت به p49613-b21 گرفته شد.
نتیجه این ارتقا کاهش Latency حدود 12 درصد و افزایش ظرفیت عملیاتی بدون افزایش چشمگیر هزینه لایسنس بود. این پروژه نشان داد که ارتقای معماری در زمان مناسب، بیشترین ROI را ایجاد میکند.
کیس استادی دوم؛ زمانی که P49621-B21 توجیه داشت
در پروژهای صنعتی با بار پردازشی سنگین و پردازشهای Batch موازی، استفاده از p49621-b21 باعث شد زمان اجرای Jobها حدود 30 درصد کاهش یابد. در این سناریو، Core Density بالاتر مزیت عملیاتی واقعی ایجاد کرد و اختلاف هزینه سختافزار در مقابل سود عملیاتی توجیهپذیر بود.
تحلیل لایسنس، انرژی و TCO
در محیطهایی که لایسنس نرمافزار به ازای هر هسته محاسبه میشود، افزایش Core Count در p49621-b21 میتواند هزینه نرمافزار را افزایش دهد. در چند پروژه دولتی، پس از محاسبه License per Core، مدل متعادلتر انتخاب شد.
همچنین Power Budget رک و مصرف انرژی باید بررسی شود، زیرا مدلهای با هسته بیشتر معمولاً TDP بالاتری دارند.

چه زمانی ارتقا به Gen11 منطقی نیست؟
اگر زیرساخت شما Gen10 است و برنامه مهاجرت کوتاهمدت ندارید، اگر Workload شما محدود است یا اگر Bottleneck اصلی در Storage قرار دارد، ارتقا به p49613-b21 یا p49621-b21 ممکن است بازگشت سرمایه فوری نداشته باشد.
در چنین شرایطی، بهینهسازی معماری موجود با p02495-b21 میتواند تصمیم منطقیتری باشد.
جمعبندی تصمیمساز برای مدیران IT و مدیران خرید
اگر بین p49621-b21، p49613-b21 و p02495-b21 مردد هستید، ابتدا Workload واقعی، CPU Ready، Core Utilization، مدل لایسنس نرمافزار و برنامه رشد سهساله سازمان را تحلیل کنید و سپس تصمیم بگیرید.
P02495-B21 برای زیرساختهای Gen10 با رشد محدود مناسب است.
P49613-B21 انتخاب متعادل برای Gen11 و اغلب Workloadهای Enterprise است.
P49621-B21 برای Consolidation سنگین و رشد جدی دیتاسنتری توصیه میشود.
مدیرانی که پیش از تصمیم، تحلیل معماری بیطرف انجام میدهند، ریسک سرمایهگذاری را کاهش میدهند. همکاری با تیمی که تجربه اجرای پروژههای بزرگ سازمانی را دارد و نگاه آن صرفاً فروشمحور نیست، میتواند انتخاب را دقیقتر کند. بسیاری از سازمانهای دولتی پیش از نهاییسازی انتخاب، از ارزیابی فنی مستقل استفاده میکنند و نام وینو سرور را برای دریافت مشاوره تخصصی جستجو میکنند.
در نهایت، بهترین CPU زئون آن مدلی است که دقیقاً با بار واقعی، اکوسیستم فعلی و استراتژی توسعه سازمان شما همراستا باشد، نه صرفاً پارت نامبر جدیدتر یا عدد Benchmark بالاتر.