طی روزهای گذشته بحث های فراوان و ديدگاههای مختلفی در ارتباط با ضرورت احداث جاده سراب هولی و کمربندی شهر پاوه در فضاي مجازی و محافل عمومی صورت گرفته است، بی اشک اين امر مبارک و جای خوشحالی است و بنده نيز در همين راستا و بر حسب وظيفه نکاتی را جهت اطلاع دوستان ارائه می نمايم.
پيداست يکی از بخش های بسيار مهم طرح ها و پروژه های اجرايی، مطالعات جامع و کامل پيش از اجرا است. مطالعاتی که همه زوايای مثبت و منفی طرح را بررسی نموده و در نهايت با الگوسازی، پيش بينی های لازم را برای رويارويی با اثراث و پيامدها در صورت اجرا ملاحظه نمايد.
يکی از عناصر مهم هر طرح مطالعاتی، بررسی اوضاع و احوال زيست محيطی پروژه است و اينکه در صورت اجرا چه پيامدها و اثراتی را بر محيط زيست محدوده خواهد گذاشت. مطالعات، آينده نگری و برآورد ظرفيت پروژه برای دوره های آتی را تا حدودی به تصوير مي کشد. متأسفانه در کشور ما به دليل کم توجهی به مقوله مطالعات و از آن بيشتر بی توجهی به مقوله محيط زيست، يکی از آفت هايی است که اينک شواهد عينی آن در نشست زمين، گرد و غبارهای مداوم، خشکی رودخانه ها و تالاب ها، مهاجرت های اجباری، آلودگی های گسترده، فرسايش خاک، گسترش بيابان ها، بحران کمبود آب و … آشکار می گردد.
بخش زيادی و به عبارتی اغلب اين بحران ها ناشی از اجرای طرح ها و پروژه هايی بوده است که در قالب طرح های توسعه و با هدف و در راستای عمران و آبادانی صورت پذيرفته اما متأسفانه نتايج حاصله زيانبار و بحران آفرين شده است. معمولاً ارزيابي هايی در بعد از اجرای پروژه ها و البته بعد از گذشت دوره زمانی خاصی صورت مي پذيرد که در راستای کاهش خطا و اشتباه براي طرح های آتی صورت می پذيرد که اين امر نيز در ايران جايگاه شايسته اي ندارد. نمونه بسيار زيبا در اين زمينه برنامه يکی از شبکه هايی ماهواره ای خارج نشين و به بعارتی معاند به نام برنامه “پیام اضطراری” است که در ارتباط با علت يابی سقوط هواپيماها و يافتن خطا و اشتباه براي اصلاح رويکردهای آتی و جلوگيري از تکرار اشتباهات است.
همه شهروندان اورامانات می دانند اگر در مقوله مهار آبهای حوزه رودخانه سيروان مطالعات دقيق و کارشناسی صورت می گرفت شايد امروز شاهد مرگ چشمه طبيعی و بی نظير بل نبوديم. اهميت مطالعات درست و کارشناسی در چنين مواقعی آشکار می گردد. تأسف بارتر آن هنگام است که اغلب طرح ها دارايی فاز مطالعاتي بوده و اين اتفاق نيز صورت مي گيرد اما به دلايل چندي که از حوصله بحث خارج است اين مطالعات اغلب ناقص، فاقد اطلاعات روشن، کم دقت و غير کارشناسی و يا به عبارتی صوريی و بدون کارايی انجام می گيرد.
اين مقدمه بدين جهت بيان گرديد تا دريافت که اگر مطالعه دقيق در ارتباط با اين دو پروژه صورت گيرد و حتی اگر تنها ملاحظات زيست محيطی را مد نظر قرار داد عدم اجرای آنها به مراتب دارای منافع و فوايد بيشماری است و دلايل قوی برای رد اجراي آنها وجود دارد.
پيداست اگر دورانديشي در ارتباط با سراب هولی (يکی از مهترين عناصر شاخص طبيعی شهر پاوه) وجود داشت امروز شاهد احداث منبع ذخيره آب شهر در پايين دست آن، آنهم در ابعادی وسيع نبوديم. در اين زمينه شورا و شهردار وقت بايد در پيشگاه باريتعالی پاسخگوی سکوت و همراهی با اين پروژه ضد توسعه و محيط زيست باشند.
وقتی متولی اين پروژه تنها از زاويه ديد خود به اين امر می نگرد آنگاه اهميت چشمه و يا سراب هولی برايش آشکار نخواهد شد. متأسفانه در گذشته با احداث منبع ذخيره آب، سراب هولی را نابود کرده و احيای سراب هولی را غير قابل برگشت نمودند، حال با احداث جاده تفريحی – ترافيکی و يا تحت هر عنوانی از ميدان مولوی به سراب هولی(دره آساوان)، قطعاً باعث نابودی باغات باارزش و طول مسير فوق خواهيم شد. باغاتی که بخش زيادی از جذابيت شهر پاوه مديون ادامه حيات آنهاست و مهمترين ريه تنفسی شهر به حساب مي آيند.
اگر دوستانی که در پی اجرای اين پروژه هستند هدف را گردشگری عنوان می کنند بی شک احداث مسيری پياده و بدون تردد اتومبيل که تنها اجازه عبور دوچرخه را نيز بدهد راهکار مناسبی است اما ظاهراً عده ای سودجو نمی دانند ساخت و سازهای درون اين دره و تخريب باغات را به چه شکلی توجيه نموده و لذا به احداث جاده روی آورده اند. از طرفی اگر هدف کاستن از ترافيک سواره خيابان اصلی شهر است همه می دانند جاده دوم از سراب هولی به فلکه فرمانداري(از طرف محله دره باسام) به مانند جاده ميدان مولوی به فلکه فرمانداری دارای ايرادات اساسی ترافيکی و چه بسا بدتر از خيابان اصلی است، پس احداث جاده از ميدان مولوی به سراب هولی چه کمکی به حل ترافيک اين مسير می نمايد جز افزايش بار ترافيک خيابان فوق به مانند خيابان اصلي و يا انتقال بخشي از ترافيک به اين مسير که هم اينک با بحران مواجه است.
بسي مايه تعجب است که برخي از اعضاي شورا و شهردار تمام هم و غمشان را احداث اين مسير مي دانند در صورتي که پيداست اين مسير جز نابودي ميحط زيست و درختان باارزش باقيمانده از گذشته دور، نمي تواند عملکردي داشته باشد. اگر متوليان امر به فکر حل مشکل ترافيک هستند بي شک سرمايه گذاري در زمينه تقويت پياده روي، دوچرخه سواري، احياي آسياب هاي قديمي اين مسير(حتي يک مورد)، ساماندهي اطراف دره البته نه به شکل ديوار بتني و سرپوشيده، احداث فضاهاي تفريحي- گردشگري در بخش های مختلف شهر، کاستن از جذابيت هاي استفاده از ماشين، تغيير الگوهاي فرهنگي و رفتاري، استفاده هاي نرم افزاري مانند محدوديت هاي ترافيکي و… موثرتر بوده و تجربه احداث بزرگراه و خيابان هاي بيشمار در تهران ثابت نموده که حل مشکلات ترافيکي تنها با احداث معابر جديد قابل رفع نيست و چه بسا توسعه محورهاي ارتباطي يا احداث معابر، سياست تشويق استفاده بيشتر از خودرو را به همراه دارد. آشکار است که مشکلات ترافيکي پاوه با ديگر شهرها متفاوت بوده اما راه چاره تنها در احداث خيابان هاي جديد نيست.
عوامل عديده اي در ايجاد ترافيک شهري پاوه به مانند بسياري از نقاط شهري دخيل مي باشند که اگر همه آنها در يک ساختار سيستمي و شبکه اي ديده نشوند چه بسا با احداث معبر جديد، مشکل ترافيک در بخش ديگري ظهور و بروز مي يابد. شبهات بيشماري مطرح است از جمله اينکه چرا شهرداري و شوراي اسلامي پاساژهاي تجاري، داروخانه ها، کلنيک ها و همه فضاهاي تجاري- خدماتي را که جاذب جمعيت و به عبارتي تشويق سفر هستند مابين ميدان مولوي و فلکه فرمانداري به ويژه آنهايي که طي يک دهه اخير احداث شده، ملزم و مجاب به احداث پارکينگ نکرده و نمي کنند؟ چرا محدوديت ايجاد چنين کاربري هايي را در طول اين مسير اعمال نمي کنند؟ چرا هر روز با مجوزهاي جديدي در اين محدوده روبرو هستيم؟ وقتي ارزش زمين و واحدهاي اين محدوده با مناطق متوسط به بالاي شهر تهران برابري مي کند چرا شورا و شهرداري با قدرت تمام اقدام به جلوگيري از تخلفات صورت گرفته نمي کند؟ چرا هماهنگي با ضابطين قضايي و انتظامي در اين زمينه صورت نمي گيرد؟ وقتي منافع عمومي فداي مصلحت و منافع خصوصي، يا لابي هاي ذينفع شده و يا از تخلفات تحت هر عنواني چشم پوشي مي گردد بي شک اين اتفاق با دزدي، خيانت در امانت، بي کفايتي و … چه تفاوتي مي تواند داشته باشد؟
چرا يکبار اعضاي شورا از خود نپرسيده اند که بخش زيادي از مشکلات ترافيک مي تواند ناشي از اقداماتي مانند فروش زمين(در دوره هاي قبلي) جنب کتابخانه مرکزي در فلکه فرمانداري که خيانتي آشکار به منافع عمومي شهر پاوه بود و بدون پيگيري و شناخت مقصر مسکوت ماند و اجازه احداث مجتمع تجاري چندين طبقه بدون داشتن حتي يک واحد پارکينگ در سال هاي اخير براي آن صادر گرديد و به صورت بدقواره اي اين ساختمان شکل گرفت و اين اشتباهات همچنان در سطح شهر تکرار مي شود. چرا آپارتمان هاي مسکوني 7 و 8 طبقه بدون هيچ محدوديتي مانند توجه عرض به عرض معبر، عدم رعايت ضوابط و مقررات ساخت و ساز، عدم ايجاد پارکينگ و… در بخش هايي از شهر همچنان ساخته مي شوند؟ چرا ضوابط و مقررات طرح جامع ملاک عمل شهر پاوه حتي با 50 درصد رعايت نمي گردد؟ بي شک اگر منافع عمومي و دور انديشي در اولويت باشد شهر به چنين وضعيتي گرفتار نمي شد.
توزيع متعادل کاربري هاي خدماتي، رفاهي، تفريحي، تجاري، گردشگري و … از سياست هايي است که مي تواند کمک مهمي در کاهش ترددهاي شهري به همراه داشته باشد. چرا در جانمايي مسکن مهر تپه کوله هيچ توجهي به چگونگي تأمين مسير دسترسي به آن صورت نگرفت؟ چرا در احداث بيمارستان اين مساله دوباره تکرار شد؟ چرا تمامي بانک هاي شهر بايد در اطراف ميدان مولوي و يا نزديک به آن استقرار يابند؟
مديران و مسئولان شهرستاني و استاني مدت هاي مديدي است حل مشکل ترفيک شهر پاوه را به احداث کمربندي مسير حاشيه کوه آتشگاه گره مي زنند. جاده کمربندي که از مسير سه راهي شمشير به سمت روستاي دشه از آن ياد مي کنند نيز يکي از اشتباهات زيست محيطي ديگري است که به مانند احداث جاده ارتفاعات شاهو، نابودي طبيعت بکر کوه آتشگاه را به دنبال خواهد داشت. از سوي ديگر اين جاده به دليل عبور از بخش شمالي کوه و به عبارتي پشت به آفتاب، زمستان هاي سختي را تجربه خواهد کرد و چه بسا کولاک و يخبندان از پيامدها و عوارض اوليه آن باشد. از طرفي آيا مطالعات توجيهي براي آن صورت گرفته، قدر مسلم اگر هم صوت گرفته باشد بدون شناخت و لحاظ پارامترهاي اقليمي و آب و هوايي و زيست محيطي بوده است؟ از سوي ديگر، بخش زيادي از مشکل ترافيک شهر پاوه، دلايل درون شهري و يا دلايل اصلي آن ترددهاي شهري پاوه و حومه شهر است که بيش از 40 هزار نفر جمعيت را از شمشير تا نورياب در خود جاي داده است و ساخت چنين کمربندي هيچ تغييري در ترددهاي اين جمعيت به همراه نخواهد آورد. به عبارتي ترددهاي شهر پاوه و روستاهاي مانند دوريسان، چورژي، نسمه، دره بيان، نورياب، خانقاه و… باعث بخش زيادي از ترافيک در داخل شهر پاوه است، حال کمربندي آتشگاه چه باري از اين ترافيک برخواهد داشت دوستان پيشنهاد دهنده بايد پاسخ دهند!. سوال اينجاست که آيا واقعا مطالعه اي راجع به ترافيک شهري پاوه و اينکه چقدر از حجم ماشين هاي عبوري شهرهايي مانند نوسود، نودشه و يا روستاهاي اين بخش و يا ماشين هاي گذري باعث اين ترافيک هستند و يا از آن تأثير پذيرفته( يعني خودروهايي که از معبر اصلي شهر پاوه براي عبور به سمت ديگر نقاط مانند کرمانشاه و یا مریوان در تردد مي باشند) دليل خوبي براي احداث جاده مذکور مي تواند تلقي گردد. در صورتيکه تکميل و يا تعريض و اصلاح کمربندي موجود که سه راهي بيمارستان را از طريق سراب هولي به شمال روستاي نورياب (در منتهی الیه شمال شهر) متصل نمايد شاید کم هزينه و اجرايي تر باشد و نقش و عملکرد اقتصادي هم براي پاوه مي تواند در بر داشته باشد. البته اين مسير بايد با هماهنگي و هم راستا با مسير سه راهي سرياس تا درون شهر توسعه و گسترش يابد اگر در طول اين مسير با ساخت و سازهاي بي رويه، عرض آن همچنان مورد تصرف ساخت و سازها تنگ و باريک نشود چرا که با اين رويکرد مشکل همچنان ادامه دار خواهد بود.
در ارتباط با بحث ترافيک شهري پاوه، آيا تا به حال شورا و شهرداري اقداماتي مانند برگزاري کلاس ها و دوره هاي آموزشي حداقل براي تاکسي رانان شهر، براي دانش آموزان، براي اقشار و يا اصناف مختلف در زمينه بهبود فرهنگ تردد برگزار نموده، ايستگاههاي تاکسي احداث کرده يا براي ترافيک ماشين هاي سنگين محدوديتي قائل شده اند؟. آيا مابين شهرداري، راهنمايي و رانندگي، آموزش و پرورش برنامه واحد و يا هماهنگي براي همکاري لازم در زمينه بهبود ترافيک صورت پذيرفته است و اگر بله چرا بازتاب آن براي شهروندان آشکار نمي گردد؟ آيا تا به حال در ممنوعيت هاي پارک خودرو، حمل آن توسط جرثقيل و انتقال به پارکينگ و … صورت پذيرفته که هميشه خواستار انتخاب آخرين راهکار براي حل مشکلات مي باشيم؟. آيا اصولاً شهرداري و شورا برنامه حداقل پنجساله براي خود براي روشن سازي چشم انداز آتي پنجساله شهر تدارک ديده و در اذهانشان چنين چيزي وجود دارد؟ اينکه الان شهر در چه وضعيتي قرار دارد و در پنج سال آتي به کجا مي رسد!
بنده در ارتباط با مساله ترافيک شهر پاوه در سايت پاوه پرس طي دو بخش، موضوع را بررسي و در معرض استفاده و اظهار نظر کارشناسي خوانندگان و مديران شهري قرار داده، اما گويا چنين نوشته هايي چندان خوشايند نيستند چرا که اظهار نظر و راه حل مشکلات را فقط متوليان امر و مديران شهري بايد بدانند و مطرح کنند. چندي پيش شهرداري و شورا طرح مطالعاتي در ارتباط با حمل و نقل شهري پاوه با همکاري حوزه حمل و نقل و ترافيک استانداري تهيه کرده، اما نتايج چنين مطالعه اي به کجا منتهي شد بايد دوستان پاسخگو باشند؟! تجربه نشان داده چنين طرح هاي مطالعاتي به دليل اينکه کارفرما و درخواست دهنده و مجري طرح يکي است نتيجه اي در بر نخواهند داشت. پيداست کمربندي آتشگاه بار چنداني از مشکلات حوزه ترافيک شهر پاوه برنخواهد داشت و اميد است با عدم اجراي کمربندي مذکور، حداقل اين کوه زيبا و بکر را از گزند طرح هاي توسعه تا حدودي مصون و محفوظ نمود. در پايان پيشنهاد مي گردد مسئولين امر با تجهيز خود به تجارب و آگاهي هاي لازمه، اقداماتي مانند فراخوان عمومي، برگزاري نشست ها و همايش ها براي دريافت نقطه نظرات و پيشنهادات و راه حل هاي شهروندان، کارشناسان، مسئولات حوزه هاي ذيربط و همچنين با آشنا ساختن همگاني و عزم عمومي براي مواجه با موضوع سعي در همراهي و مشارکت شهروندان در زمينه کاهش ترافيک شهري پاوه نمايند پیداست که حتي با تهيه و اجراي بهترين طرح ها تا زماني که ذينفعان(شهروندان) همراهي ننمايند چنين طرح هايي منجر به شکست خواهد شد. به نظر مي رسد تغيير الگوهاي فرهنگي و رفتاري ابتدايي ترين حرکت در مواجه به مشکل ترافيک شهري پاوه است که بايد مديريت شهري ضمن با اطلاع رساني، آموزش و آگاه سازي و… اقدام به شفاف سازي موضوع در راستاي بهبود امور از جمله ترافيک شهري پاوه نمايند.
با تشکر فراوان