مردمی که همیشه به غریب نوازی و مهمان دوستی معروف بوده اند و کمتر خانواده ای از هفتاد و دو روستایِ اطرافِ باینگان هست که روزی یا شبی،نهار یا شامی مهمانِ خانواده ای باینگانی نشده باشد.این مردمِ بی آزارِ کم توقع چنان برای دیگران نیک اندیش بوده اند که گاهی می گویند نام قدیمِ باینگان،«بانیکان»بوده است.
پیداست که نمی توان زحماتِ پیشینیان را برای این شهر و دیار انکار کرد و شایسته است که قدردانِ کوششهایشان باشیم،چه آنها که با برداشتنِ سنگی از سر راه مردم سعی در خدمت داشته اند و چه آنان که به تحصیلِ فرزندان این دیار و راههای مناسب و عمران و آبادنی اش اندیشیده اند و قدمهایی برداشته اند.
اما امروز فصلِ خدمتی دیگر است،سایه ی سیاه بیکاری و نداری و خرابیهای دیگر همه جا هست و سرزمینِ زیبای ما هم از این امر مستثنا نیست. جوانانِ نیک اندیشی پیدا شده اند که قابلیت ها و توانایی های منطقه را به درستی درک کرده اند و به جای آنکه دست و چشمشان به دیگری و دیگران باشد خودشان آستینِ همت بالا زده اند و سیاه چادری برپا کرده اند که درونِ آن روشنایی و پاکیزگی و نانِ حلال و سفره ی با برکت هست. در بیرون چادر رقصِ کُردی و نشاط پاک و معصومانه ی جوانانمان. مهمانانِ عزیزی که از جای جای ایران و بلکه جهان پای به این دیار می گذارند و مهمانِ سادگی و صمیمیت و پاکیزگیِ این مردمانِ نجیب می شوند. امید که نمونه یِ خوبانی همچون غفور رستم زاده بسیار باشند تا حالِ دلِ مردمانِ سرزمینمان خوبتر و خوشتر باشد.
قدردانیِ خالصانه یِ این برادرِ کوچکتان را بپذیرید.
با آرزوی نیک نامی و شادکامی
مجتبی مرادی

 

  1. باینگانی

    بسیار عالی آقای مرادی و تشکر بابت این یادداشت زیبا
    همچنین به نوبه خودم از تمام زحمات گروه نیک اندیشان باینگان و به خصوص آقای رستم زاده تشکر میکنم و آرزوی توفیق روز افزون برای شما عزیزان را دارم.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد