باينگان، شهري کوچک در دره اي زيبا مابين ارتفاعات آتشگاه و ماکوان در جنوب شهرستان پاوه و به عنوان مرکز بخش باينگان، مدت هاست به دليل قرارگيري در مسيري فرعي و بن بست، ناشناخته و مهجور مانده است. قرارگيري در حاشيه و مسيري فرعي به همراه جغرافيا و طبيعت ناهموار دو عامل عدم رشد و توسعه اين شهر کوهستاني را فراهم ساخته اند.

بخش باينگان به عنوان خاستگاه شکل گيري شهر باينگان، داراي شکلي طولي در جهت شرقي- غربي در ميان دو رشته ارتفاعات (آتشگاه در شمال- ماکوان در جنوب) گسترش يافته است. اين بخش از سمت شمال به بخش مرکزي پاوه، از غرب با کردستان عراق، از جنوب به شهرستان جوانرود و از شرق با بخش تازه تأسيس شاهو از توابع شهرستان روانسر متصل مي گردد.

بخش باينگان در تقسيم بندي آب و هوايي ( اقليمي) در پهنه اقليمي گروه ۲ و زير گروه ۱-۲ با       زمستان هاي سرد و تابستان هاي معتدل تعريف شده است. از نظر پهنه بندي زلزله در پهنه گروه دوم و با احتمال تخريب متوسط تا بالا واقع شده است. البته در کنار اين خطر، مسأله رانش زمين، ريزش، سيل و آتش سوزي از ديگر مخاطرات طبيعي و يا غير طبيعي در بخش و به ويژه شهر باينگان مي باشند.

از لحاظ ساختار زمين شناسي، ارتفاعات محدوده مربوط به حرکات کوهزايي دوران سوم زمين شناسي و در واقع جزو ارتفاعات جوان زاگرس مي باشد.

بخش باينگان تا سال ۸۳ داراي سه دهستان به نام هاي کلاشي، ماکوان و شيوه سر بوده كه در اواخر سال ۸۳ دهستان کلاشي و تعدادي از روستاهاي دهستان ماکوان از اين بخش جدا و به شهرستان جوانرود (بخش شروينه) الحاق گرديدند.

شهر باينگان به عنوان سکونتگاهي شهري، عمري کمي بيش از دو دهه (سال تأسيس شهرداري ۷۲ ) دارد. البته همان طوري که پيداست باينگان از سال ۵۳ به بعد و به صورت غيررسمي و فصلي داراي شهرداري بوده است. شواهد و اظهارات ساکنين حکايت از قدمت بسيار زياد باينگان به عنوان سکونتگاهي روستايي داشته که به مانند اغلب سکونتگاهاي روستايي اورامانات دوران پر فراز و نشيبي را طي کرده است. در شکل گيري اين سکونتگاه به مانند اغلب سکونتگاههاي مسکوني منطقه؛ شرايط جغرافيايي، طبيعي و توپوگرافي نقش موثري داشته است. ساختار کالبدي شهر نشان از آن دارد که ساکنان اوليه آن بنا به دلايلي نظير وجود موانع و بلاياي طبيعي، خطرات ناشي از حمله حيوانات و مهاجمان، بهره گيري از حداکثر شرايط طبيعي(دامنه هاي رو به آفتاب)، قرار گرفتن در مسير درون بخشي(راه ارتباطي به سمت روستاهاي پايين دستي) و… باعث اسکان و استقرار مردم در محدوده کنوني شهر شده است. استفاده از گرماي خورشيد در زمستان و قرارگيري بر روي نامرغوبترين زمين ها از نظر کشاورزي به همراه وجود مراتع و جنگل هاي غني و مناسب در اطراف شهر جهت بهره برداري دامداري، سکونت در اين نقطه را توجيه پذير ساخته است.

سابقه شكل‌گيري شهر

ساختار کالبدي شهر ايجاب مي نمايد که توسعه آن به تبعيت از ويژگي هاي توپوگرافي و طبيعي شکل گيرد. بافت شهري نشان از شرايط خاصي دارد که در اغلب سکونتگاهاي اورامانات مشاهده        مي شود. شکل پلکاني و تراس بندي شده شهر برگرفته از ناهمواري هاي شهر و متناسب با آن مي باشد. محلات شهر نيز متناسب با بافت طبيعي و منطبق بر ساختار جغرافيايي شهر شکل گرفته اند به گونه اي که محله “دره سهور” به عنوان هسته اوليه شهر و خاستگاه شکل گيري آن در دو طرف دره (مسيل) اصلي شهر که از سمت شمال به جنوب و با شيب تندي امتداد يافته (از ميدان مرکزي شهر هم عبور مي نمايد) شکل گرفته است. محله بعدي که محله اي قديمي بوده و در ادامه محله دره سهور شکل گرفته، محله “گرم آب” است که در ضلع جنوبي خيابان اصلي شهر و پايين دست محله دره سهور تا منتهي اليه جنوب شهر و دره رودخانه گرماوک گسترش يافته است. پس از آن محله “تلان (تراس)“، محله “پله دارازه(درازه)”، “تازه آباد بالا” و محله “تازه آباد پايين” مي باشند. ناگفته نماند که اين محلات از نظر ساختار کالبدي- اجتماعي فاقد مرز مشخص و تنها به دليل واقع شدن در محدوده هاي طبيعي موجود تعريف شده و شهرت يافته اند.

 

 

يکي از دلايل اصلي و شايد عمده ترين دليل عدم رشد و توسعه کالبدي و جمعيتي شهر، فقدان زمين و وجود موانع عمده طبيعي (رودخانه، دره، مسيل، مراتع-جنگل، صخره و دامنه هاي تند و با شيب زياد و…) در درون و اطراف شهر است. تجربه نشان داده است که ظرفيت و گسترش چنين شهرهاي همچنان محدود خواهد ماند.

از ويژگي هاي کالبدي شهر، وجود دره رودخانه گرماوک در امتداد جنوب شهر، عبور سه کانال (مسيل) يا دره (شمالي- جنوبي) و انتقال آبهاي بالا دست شهر به درون رودخانه، عبور معابر ماشين رو به شکل شرقي- غربي و اتصال آنها توسط کوچه هاي شمالي- جنوبي به شکل پلکاني (پياده رو)، وجود صخره هاي بسيار در درون و اطراف شهر، تراس بندي معابر و محل استقرار منازل و ابنيه، وجود ديوارهاي بسيار زياد در اغلب نقاط شهر هم براي تعريض معابر و هم براي جلوگيري از ريزش و رانش زمين، پراکندگي بافت در قسمت هاي غربي و تراکم آن در بخش مرکزي (اطراف ميدان مرکزي) و…    مي باشد. هسته هاي اوليه شهرهاي باينگان، نوسود، نودشه و پاوه شبيه به هم و به مانند ديگر نقاط روستايي اورامانات است و اين نشان از سبک خاص ساخت و سازي دارد که در ادوار تاريخ و با تجربه مردمان اين ديار در سخت ترين شرايط محيط طبيعي شکل گرفته است که بنده از آن به عنوان “مکتب شهرسازي اورامان” نام برده و نوشتاري در اين خصوص در سايت پاوه پرس و صفحه شخصي فيس بوک اينجانب وجود دارد که براي خوانندگان قابل دسترس است.

وجه تسميه شهر

در مورد وجه تسميه شهر، بنابر اطلاعات کسب شده، شهر در ابتدا به “بادينان” و سپس بانيکان مشهور بوده که ظاهراً جايگاه و محل اسکان و استقرار افراد دين دار، با تقوا و متدين بوده است و سپس به مرور زمان به باينگان شهرت يافته است. سوابق و شهرت خاص مردمان آرام و صبور باينگان اين نظريه را تأييد مي نمايد. روايت است که سکنه اوليه شهر از طوايف بادينان کردستان عراق بوده که اين شهر محل زندگي ييلاق آنها انتخاب شده است. لازم است اشاره گردد تا قبل از حکومت قاجار، مرز سياسي بين بخش هايي از مناطق کردستان عراق و ايران به شکل کنوني وجود نداشت و تفاوت چنداني در اين زمينه احساس نمي شد. جنگ جهاني اول، سقوط و تجزيه امپراطوري عثماني و به به دنبال آن قرارداد سور متاسفانه باعث جدايگزيني بسياري از مناطق کردنشين گرديد که نقاط مرزي در اورامانات نمونه بارزي از اين مرزبندي ها مي باشد.

همانطوري كه ساختار کالبدي شهر نيز نشان مي‌دهد هسته اوليه باينگان در جوار مسجد جامع در       دامنه هاي رو به آفتاب يعني بخش شمالي ميدان مرکزي شهر شكل گرفته است. مسجد جامع به مانند بسياري از مساجد قديمي منطقه در هنگام ورود اسلام به منطقه و توسط حضرت عبدا… بن عمر بن خطاب (رض) احداث گرديده که در دوران تاريخي تعمير و مرمت شده است. به نظر مي‌رسد ساكنان اوليه باينگان، دامداران و دامپروراني (از طايفه بادنيان کردستان عراق) بوده اند که جهت استفاده از مراتع غني کوهستانهاي اطراف در اين محدوده اطراق کرده و هسته اوليه باينگان را شکل داده اند. از سوي ديگر باينگان تا حدودي مابين بخش گرمسيري (قشلاق) و سردسيري (ييلاق) سکونتگاهاي روستايي اطراف (بخش باينگان) بوده که وفور آب نيز به اين مسأله کمک نموده تا جمعيت قابل توجه اي (نسبت به سکونتگاههاي روستايي اطراف) در اين شهر اسکان يابند. توسعه شهر بيشتر به صورت خطي و در محدوده اطراف خيابان مرکزي (شرقي- غربي) صورت گرفته و پس از آن به سمت دامنه هاي شمالي گسترش كالبدي يافته است.

تركيب و نرخ رشد جمعيت

بررسي اوضاع جمعيتي شهر زيربنا و اساس يك برنامه‌ريزي شهري جامع و آينده‌نگر است. شهر باينگان در سال ۴۵ جمعيتي برابر ۹۶۷ نفر داشته كه شامل ۲۰۶ خانوار بوده است. جمعيت شهر طبق سرشماري سال ۵۵ به ۱۰۰۳ نفر و ۲۲۸ خانوار رسيده است. در سال ۶۵ شهر باينگان جمعيتي در حدود ۱۶۷۳ نفر داشته كه ۳۳۹ خانوار را شامل مي‌شده است. سال ۷۵ جمعيت شهر ۱۸۶۶ نفر و شامل ۳۹۸ خانوار بوده است. بر اساس آمار سرشماري سال ۸۵ مرکز آمار ايران، جمعيت شهر برابر با ۱۷۸۸ نفر در قالب ۴۳۷ خانوار سرشماري شده است. در نهايت و طبق آمار سال ۹۰ شهر باينگان جمعيتي در حدود ۱۷۳۱ نفر داشته كه ۴۵۲ خانوار را شامل مي‌شده است. نرخ رشد جمعيت طي دوره‌هاي ۵۵-۴۵، ۶۵-۵۵، ۷۵-۶۵، ۸۵-۷۵ و ۹۰-۸۵ به ترتيب برابر ۰٫۳۷ درصد، ۵٫۲۵ درصد، ۱٫۱ درصد، ۰٫۴۳- درصد و ۰٫۶۵- درصد بوده است. پيداست يکي از مهمترين دليل عدم افزايش جمعيت شهر بايگان، فقدان زمين براي توسعه شهري و مهاجرت بسياري از اهالي شهر و روستاهاي بخش به تبعيت از اين امر به سوي ديگر نقاط بوده است. تنها در دوره ۶۵-۵۵ است که نرخ رشد جمعيت شهر بسيار بالا و اين امر ناشي از تحولات بعد از پيروزي انقلاب، جنگ تحميلي، مهاجرت از روستاهاي مرزي به سوي اين شهر(مهمترين) و افزايش جمعيت ناشي از سياست هاي تشويقي دولت طي اين دوره به همراه ارتقاي سطح بهداشت و درمان بوده است.

 

جدول شماره ۱ : تحولات جمعيتي شهر باينگان در دوره هاي آماري

سال                       شاخص جمعيت خانوار بعد خانوار نرخ رشد
۱۳۴۵ ۹۶۷ ۲۰۶ ۴٫۷ ۰٫۳۷
۱۳۵۵ ۱۰۰۳ ۲۲۸ ۴٫۴
۵٫۲۵
۱۳۶۵ ۱۶۷۳ ۳۳۹ ۴٫۹
۱٫۱
۱۳۷۵ ۱۸۶۶ ۳۹۸ ۴٫۷
۰٫۴۳-
۱۳۸۵ ۱۷۸۸ ۴۳۷ ۴٫۱
۰٫۶۵-
۱۳۹۰ ۱۷۳۱ ۴۴۷ ۳٫۹

مأخذ : سرشماري عمومي نفوس و مسكن مركز آمار ايران سال ۹۰-۱۳۴۵

 

همان طوري که آمارها نشان مي دهد شهر باينگان طي دوره ۴۵ ساله ۴۵ تا ۹۰ با افزايش اندک جمعتي روبرو بوده است. جمعيت شهر طي دوره ۴۵ ساله تنها ۱٫۷۹ برابر شده است و شواهد نشان      مي دهد که فقدان زمين و کمبود بسيار شديد آن به همراه اقتصاد ضعيف شهر باعث اين افزايش اندک در تعداد جمعيت شهر بوده است. مهاجرت بسياري از ساکنين روستاهاي اطراف شهر و حتي برخي از ساکنان شهر به کرمانشاه، پاوه، روانسر و جوانرود نمونه آشکاري از اثرات کمبود زمين در شهر بوده است.

بر اساس آمار سال ۹۰ مرکز آمار ايران، شهر باينگان جمعيتي برابر ۱۷۳۱ نفر (۸۷۹ مرد و ۸۵۲ زن) با ۴۴۷ خانوار داشته است. بر اساس اين ارقام از جمعيت مذکور در مقابل هر ۱۰۰ نفر زن، ۱۰۳ نفر مرد در اين شهر وجود داشته است.

بعد خانوار

شهر باينگان براساس سرشماري سال ۷۵ داراي ۳۹۸ خانوار معمولي ساكن بوده است كه با توجه به جمعيت ۱۸۶۶ نفري شهر بعد خانوار ۴٫۷ نفر بدست مي‌آيد. بعد خانوار شهر باينگان در سال ۸۵ نيز نشان مي‌دهد كه بعد خانوار در شهر باينگان نسبت به سال ۷۵ کاهش يافته و به ۴٫۱ نفر رسيده است. يعني با توجه به جمعيت ۱۷۸۸ نفري شهر و تعداد ۴۳۷ خانوار معمولي ساكن در شهر، بعد خانوار ۴٫۱ نفر بدست آمده است. بعد خانوار در سال ۹۰ برابر با ۳٫۹ نفر و نشان از کوچک شدن ابعاد خانوارهاي ساکن و گرايش به سمت فرزند کمتر در اين شهر دارد. البته آمار نشان مي‌دهد كه بعد خانوار فوق براي نقاط شهري تا حدودي بالا است كه دليل اين امر در شهر باينگان به مانند بسياري از شهرهاي منطقه به ساختار روستا ـ شهري و برخورداري بسياري از ساكنين از الگوها و شيوه‌هاي زندگي روستايي نيز مي تواند برگردد.

خانوار در واحد مسکوني

در سال ۹۰ بر اساس آمار متوسط خانوار در واحد مسکوني برابر (۴۴۷ خانوار در ۴۴۸ واحد مسکوني) با ۱ خانوار در هر واحد مسکوني بوده و خوشبختانه کمبود چنداني در اين زمينه در بخش مسکن نسبت به تعداد خانوارها وجود ندارد.

وضعيت آموزشي

بر اساس سرشماري آماري سال ۷۵ از ۱۶۲۸ نفر جمعيت ۶ ساله و بيشتر اين شهر، ۷۸٫۹ درصد(۱۲۸۵ نفر) باسواد بوده اند. اين نسبت در بين مردان ۸۴٫۸ درصد و در بين زنان، ۷۲٫۷ درصد بوده است. از جمعيت اين شهر ۳۱۸ نفر در دوره ابتدايي و سوادآموزي، ۱۹۳ نفر در دوره راهنمايي، ۱۵۸ نفر در دوره متوسطه و ۸ نفر در دوره عالي در حال تحصيل بوده اند.

براساس آمار سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ايران، از کل جمعيت ۱۷۸۸ نفري باينگاه، تعداد ۱۶۵۵ نفر معادل ۹۲٫۶ درصد در گروه سني ۶ ساله و بيشتر قرار دارند. از اين تعداد، ۸۳۲ نفر معادل ۵۰٫۳ درصد مرد و ۸۲۳ نفر، معادل ۴۹٫۷ درصد را زنان تشکيل مي دهند. از جمعيت ۶ ساله و بيشتر شهر باينگان، تعداد ۱۳۳۹ نفر معادل ۸۰٫۹ درصد باسواد و ۳۱۶ نفر معادل ۱۹٫۱ درصد، جمعيت بي سواد را تشکيل مي دهند. همچنين نرخ باسوادي در مردان نسبت به مردان جمعيت شش ساله و بيشتر برابر با ۸۵٫۸ درصد و در زنان ۷۵٫۹ درصد مي باشد.

همچنين براساس سرشماري عمومي نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰، از كل جمعيت ۱۷۳۱ نفري شهر باينگان، تعداد ۱۶۰۰ نفر معادل ۹۲٫۴ درصد در گروه سني ۶ ساله و بيشتر قرار دارند كه از كل جمعيت ۶ ساله و بيشتر، تعداد ۱۳۲۲ نفر معادل ۸۲٫۶ درصد را افراد باسواد و ۲۷۲ نفر معادل ۱۷ درصد را افراد بي سواد و ۶ نفر اظهار نشده است.

ميزان افراد با سواد و درصد باسوادي شهر باينگان طي دوره‌هاي آماري سال ۷۵ و ۸۵ و ۹۰ در جدول ذيل به تفكيك جنس مشخص گرديده است.

جدول شماره ۲ : جمعيت ۶ ساله و بيشتر و باسواد شهر باينگان

باينگان جمعيت ۶ ساله و بيشتر جمعيت باسواد کل باسوادي
تعداد درصد مرد درصد زن درصد تعداد درصد
۱۳۷۵ ۱۶۲۸ ۸۷٫۳ ۸۱۱ ۸۴٫۸ ۶۶۱ ۷۲٫۷ ۱۲۸۵ ۷۸٫۹
۱۳۸۵ ۱۶۵۵ ۹۲٫۶ ۷۱۴ ۷۸٫۹ ۶۲۵ ۷۰٫۸ ۱۳۳۹ ۸۰٫۹
۱۳۹۰ ۱۶۰۰ ۹۲٫۴ ۶۸۹ ۷۸٫۴ ۶۳۳ ۷۴٫۳ ۱۳۲۲ ۸۲٫۶

مأخذ: سرشماري عمومي نفوس و مسکن سال ۷۵ و۸۵ و ۹۰

 

موقعيت كلي شهر

مسير دسترسي به شهر باينگان از جاده ارتباطي کرمانشاه- پاوه در محل سه راهي پاسگاه سرياس از اين محور منشعب شده و از اين سه راهي تا شهر باينگان حدود ۱۵ کيلومتر فاصله دارد که مسيري زيبا، کوهستاني و آسفالت مي باشد. فاصله اين شهر تا مرکز استان حدود ۱۲۵ کيلومتر و تا شهر پاوه (مرکز شهرستان) حدود ۲۵ کيلومتري است. جاده هاي کوهستاني و خاکي به سمت مزران و مره خيل و جاده روستاي تين نيز از درون شهر باينگان مي گذرد.

باينگان در ارتفاع متوسط ۱۵۵۵ متري از سطح آبهاي آزاد واقع گرديده است. از نظر موقعيت جغرافيايي در طول ۴۷ درجه و ۷ دقيقه شمالي و عرض ۳۴ درجه و ۱۹ دقيقه شرقي واقع شده است.

تصوير كلي فعاليت‌هاي اقتصادي شهر

واقع شدن شهر باينگان در يک مسير فرعي و بن بست از لحاظ ارتباطي باعث اقتصاد ضعيف شهر گرديده است. تبادل مناسبات اقتصادي اغلب با روستاهاي واقع در درون بخش به عنوان زير مجموعه شهر و با شهر پاوه به عنوان مرکز شهرستان و کرمانشاه به عنوان مرکز استان صورت مي گيرد. البته ارتباط محدودي نيز با شهرهاي روانسر و جوانرود نيز وجود دارد. تقسيمات سياسي جديد در اواخر سال ۸۳ در سطح شهرستان هاي پاوه، جوانرود و روانسر(شهرستان جديد) باعث تفکيک و انتقال بخشي از روستاهاي بخش باينگان (دهستان کلاشي و تعدادي از روستاهاي دهستان ماکوان) به شهرستان جوانرود و بخش مرکزي (دهستان منصور آقايي) به شهرستان روانسر گرديد. اين امر در تضعيف اقتصاد شهر باينگان که متأثر از مجموعه سکونتگاهاي بخش مي باشد تأثير گذار (منفي) است. صنعت جز در زمينه صنعت ساختمان (ساخت) و معدودي خانوارهاي توليد کننده صنايع دستي در اين شهر جايگاهي ندارد.

شواهد و قراين نشان مي دهد که اقتصاد شهر متأثر از بخش خدمات و دامداري است.

توزيع نسبي شاغلان بخش هاي مختلف

در آبان سال ۹۰ از مجموع ۱۵۱۶ نفر جمعيت ۱۰ ساله و بيشتر شهر، ۳۲٫۵ درصد شاغل، ۸٫۲ درصد بيکار (جوياي کار)، ۲۱٫۶ درصد محصل، ۲۶٫۸ درصد خانه دار و ۳٫۳ درصد داراي درآمد بدون کار بوده اند. در طبقه بندي شاغلان بر حسب گروههاي عمده فعاليت، ۱۹۲ نفر شاغلان ۱۰ ساله و بيشتر اين شهر ۳۹ درصد در بخش کشاورزي، ۹۵ نفر برابر ۱۹٫۳ درصد در بخش صنعت و ۱۹۴ نفر برابر ۳۹٫۴ درصد در بخش خدمات و ۱۱ نفر در فعاليت هاي نامشخص بوده اند.

بررسي سازمان فضايي و بافت كالبدي شهر (شناخت محلات)

شهر باينگان اگر چه فاقد محلات كالبدي مشخصي است كه جدا كننده بافت كالبدي شهري ‌باشند ولي به دليل استقرار طوايف مختلف در سطح شهر مي‌توان محلات اجتماعي را با توجه به نوع اسكان اين طوايف و خانوارها بررسي نمود. به عبارتي ديگر باينگان به دليل قدمت اندك شهرنشيني فاقد سازمان و ساختار كالبدي مشخص و نظام محله‌بندي است.

محلات شهر: همان طور که ذکر گرديد شهر باينگان از لحاظ ساختار اجتماعي فاقد نظام محله بندي مشخص و منفکي است و تفکيک محلات شهر اغلب به دليل انطباق ويژگي هاي کالبدي و فيزيکي شهر با محيط طبيعي اطراف و يا درون خود مي باشد. محلات تلان (تراس) و پله درازه در بخش شرقي شهر، محله دره سهور و گرم آب در بخش مرکزي و محلات تازه آباد بالا و پايين در قسمت هاي غربي شهر ناشي از اين تقسيم بندي استقرار يافته اند.

وضعيت توپوگرافي، طبيعي و عوامل محدودكننده شهر

شرايط و ويژگي هاي توپوگرافي شهر باينگان متأثر از دره رودخانه گرماوک و محل تلاقي دو رشته ارتفاعات آتشگاه و ماکوان است. محيط و ساختار کالبدي شهر با تمامي تنگناهاي طبيعي بر گرفته از شرايط طبيعي اطراف خود و متناسب با آن شکل گرفته است. البته همان طور که پيداست تمامي ساختار کالبدي شهر بر روي دامنه هاي جنوبي کوه آتشگاه و در منتهي اليه بخش جنوبي اين ارتفاعات در شمال دره رودخانه گرماوک استقرار يافته است. اين خصوصيات (استقرار بر دامنه هاي شيب دار جنوبي) از مشخصه هاي اغلب سکونتگاهاي اورامانات به شمار مي رود. از جمله مزاياي استقرار بر دامنه هاي جنوبي؛ استفاده حداکثر از انرژي خورشيد به ويژه در زمستان به دليل برودت هواست. محل استقرار شهر بر دامنه هاي جنوبي ارتفاعات آتشگاه، با شيب تند شمالي- جنوبي و برخورداري از صخره هاي بسيار و مراتع پوشيده از درختاني نظير بلوط مي باشد.

عوامل محدود کننده شهر

-دامنه ها و ارتفاعات بسيار شيب دار ارتفاعات آتشگاه در شمال شهر

-دره شرقي- غربي رودخانه گرماوک به صورت نواري در جنوب شهر و پس از آن دامنه هاي بسيار شيب دار کوههاي منشعب از ارتفاعات ماکوان

-وجود باغات معدود در درون و به ويژه در ضلع شمالي شهر که بر روي دامنه هاي تند استقرار يافته اند.

-موانع عمده طبيعي و عدم وجود زمين در قسمت شرق و غرب شهر که بيشتر به شکل صخره ظاهر گرديده است.

-در يک کلام کل شهر بر روي ارتفاعات، ناهمواري ها و شرايط سخت صخره اي و طبيعي شکل گرفته است.

با توجه به اينکه شهر باينگان به صورت خطي (ناشي از شرايط طبيعي و محيطي) و به شکل شرقي- غربي گسترش يافته است، انتظار مي رود که با رعايت تمامي تمهيدات و اقدامات شهرسازي، اقدام به توسعه شهر نمود. توسعه شهر مي بايستي محدود و منطبق با واقعيت ها و بدور از هرگونه آرمانگرايي و بلند پروازي صورت پذيرد. در واقع مزايا و ارزش افزوده اي که ناشي از وجود امکانات و خدمات مختلف رفاهي، آموزشي، تفريحي، اقتصادي در شهرها ايجاد مي گردد در باينگان بسيار محدود و متأثر از ساختار طبيعي و کالبدي شهر و مغلوب آن است.

مرغوبيت زمين در شهر و جهات توسعه آتي

شواهد و قراين نشان از فقدان زمين هاي مرغوب و مناسب در سطح شهر دارد. شايد باينگان از معدود شهرهايي با توپوگرافي بسيار ناهموار و سخت در ايران و حتي جهان باشد که ساختار کالبدي آن منطبق بر شرايط محيطي و متأثر از آن است. يکي از دلايل عدم وقوع حوادث طبيعي در اين شهر با وجود شرايط خاص و حاد آن، پيروي از طبيعت و سازگاري با محيط مي باشد. تنها به شکل بسيار محدود در شمال شرق و غرب شهر براي توسعه آتي (بسيار کم) زمين يافت مي شود که متاسفانه اين زمين ها نيز از شيب بسيار زيادي برخوردار است.

به هر حال و با توجه به اينكه شهر باينگان به صورت خطي و در كنار محور ارتباطي اصلي (درون شهري و درون بخشي) گسترش يافته، انتظار مي‌رود كه با پر نمودن فضاهاي خالي در طول اين مسير و به ويژه شمال آن علاوه بر جلوگيري از گسترش بيش از حد خطي و بي‌رويه شهر، از گسترش شهر در درون باغات و زمين هاي ناهموار نيز ممانعت بعمل آورده و توسعه شهر را به شكلي منطقي و منظم هدايت نمود.

باينگان با توجه به شرايط و ويژگي‌هاي خاص مبتني بر اقتصاد سنتي (باغداري، دامداري و خدمات) داراي مساكن با چهره روستا- شهري است. البته طي دهه هاي اخير با توجه به تحولات سريع شهر، چهره کالبدي- فيزيکي دگرگون شده و مساكن شهري جاي مساكن سنتي و بومي را پر نموده‌اند. باينگان از سال ۵۳ به صورت فصلي داراي شهرداري بوده و به عبارتي به عنوان نقطه شهري انتخاب گرديد بنابراين و با توجه به قرار داشتن در مركز بخش و استقرار بسياري از ادارات، ارگان‌ها و سازمان‌هاي ارائه دهنده خدمات مورد نياز بخش در اين شهر، چهره‌اي متفاوتر از نقاط روستايي اطراف داشته و تا حدودي از الگوها و رفتارهاي شهري پيروي‌ مي نموده است. در اغلب قسمت هاي شهر و به ويژه در بخش‌هاي قديمي و هسته‌هاي اوليه، بسياري از مساكن به شکل ارگانيك و با نوع مصالح سنتي (گل، سنگ و چوب) هنوز وجود دارند. يکي از دلايل اين امر انجام فعاليت‌هاي مرتبط با دامداري توسط ساكنين شهر است که باعث گرديده تا الگوهاي زندگي روستايي كماكان در سطح شهر ديده شده و تفاوت‌هاي چنداني در تغيير عملكردهاي شهري به صورت خاص و کامل ظهور نيابد. بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه تنها طي دهه هاي اخير است که تغيير و تحول در شيوه زندگي ساكنان باينگان (منظور ساختار فيزيکي و کالبدي شهر است در غير اين صورت سکنه باينگان از نظر مدنيت و شهرنشيني سرآمد و الگو مي باشند) و بيشتر شده و از يك سكونتگاه با نقش غالب دامداري و باغداري به سكونتگاهي با نقش غالب خدماتي تبديل گرديده كه اين امر باعث تغيير و تحول در ساختار كالبدي و نوع الگوي معماري ابنيه شهر نيز شده است.

طبق اظهار نظر ميراث فرهنگي استان كرمانشاه، در شهر باينگان و حاشيه شهر آثار و ابنيه باستاني که به ثبت سازمان فرهنگي و گردشگري استان رسيده باشد وجود ندارد.

محدوده هاي اطراف خيابان اصلي شهر (خيابان مرکزي شهر) به صورت يک راسته فعال تجاري- خدماتي- اداري و حتي مسکوني داراي نقش فراشهري بوده که نمونه عيني آن استقرار واحدهاي خدماتي نظير قهوه خانه، کبابي، قصابي، تعميرگاه خودرو و استقرار ادارات، بانک ها در اين محدوده است که به صورت نواري باريک و در برخي از موارد به صورت طبقاتي شدن نوع عملکرد فعاليت ها ديده مي شوند. بافت مسکوني معمولاً فضاهاي پشت اين نوار و در ديگر فضاهاي درون شهر پخش گرديده اند. در برخي موارد به ويژه در بخش قديمي و هسته اوليه شهر الگوي زيست مشابه الگوي زيست سکونتگاههاي روستايي منطقه يعني استفاده از طبقه اول منازل براي نگه داري دام و طبقات بالا براي سکونت خانوار    مي باشد که در مواردي به غير بهداشتي نمودن محيط و ايجاد چهره اي نامطلوب از شهر کمک کرده است.

مطالعات جمعيتي شهر باينگان و شرايط و خصوصيات متنوع جغرافيايي، طبيعي، ارتباطي و… نشان مي‌دهد كه شهر باينگان در آينده قابليت‌هاي لازم را براي افزايش جمعيت در خود ندارد؛ چرا که کمبود شديد زمين از جمله دليل اصلي عدم توسعه شهر در آينده است. موقعيت استقرار شهر از جهت قرارگيري در مسيري فرعي و بن بست، نبود زمين و حاشيه اي بودن بخش باينگان باعث روند بسيار آرام افزايش جمعيت گرديده است. با جدا شدن دهستان کلاشي و برخي از روستاهاي دهستان ماکوان از باينگان پيداست تأثير دو چنداني در اين رکود در شهر باينگان به همراه داشته است. از طرفي شايد يکي از دلايل انتخاب بانه وره به عنوان نقطه اي شهري، فقدان فضاي کافي براي توسعه کالبدي و جمعيت پذيري در شهر باينگان بوده و اين امر در آينده باعث رونق بيشتر بانه وره و رکود بيشتر باينگان خواهد شد.

ضرورتي است تا مسئولين و مديران و به ويژه مديريت شهري باينگان نيازمند تغيير در نگاه و نگرش آتي خود در توسعه شهري باينگان را مد نظر قرار داده و با گرايش به سمت ارتقاي سطح کيفيت زندگي به جاي توجه به مقوله کميت، باينگان را به مرکزي براي توسعه پايدار در سطح بخش و الگويي از يک شهر موفق و نمونه در راستاي پاسداشت محيط زيست سوق دهند. باينگان مي تواند اقتصادش را از نقش غالب خدماتي به سوي اقتصاد مبتني بر گردشگري- توريسم و البته مهمتر از آن اکوتوريسم و يا طبيعت گردي تغيير و يا سوق داده به شرطي که نقش رهبري را در سطح محدوده به ويژه در زمينه حفاظت از محيط زيست به خوبي ايفا نموده و ارزش محيط اطراف خود يعني بخش باينگان را که بي شک يکي از ذخيره گاههاي طبيعي منحصر به فرد از نوع گياهي و جانوري است را بداند. منطقه حفاظت شده بوزين و مره خيل علاوه بر توسعه و گسترش دامنه استحفاظي آن نيازمند شناخت به جهانيان و بهره مندي از الگوي مشارکت بومي در راستاي پاسداشت آن مي باشد. مادامي که از نيروهاي بومي و با تجربه منطقه استفاده نگردد حفاظت از منطقه حساس و شکننده فوق نمي تواند چندان موثر و مثمر ثمر گردد. با توسعه اقتصادي است که مي توان در آينده توسعه شهر را در مسير توسعه انساني و پايدار قرار داد، لذا توجه به مقولاتي مانند توسعه گردشگري به ويژه طبيعت گردي، شناسايي منطقه حفاظت شده بوزين و مره خيل براي جذب گردشگران و بازديدکنندگان، توجه به قابليت هاي بيشمار در زمينه بافت باارزش، روستاهاي پايدار و خودکفا مانند زردوئي، ساتياري، تين و … و البته احياي دامداري ارگانيک و اصيل در منطقه با نقش و مرکزيت باينگان به عنوان نقطه پشتيبان و حامي، تحولي اساسي در راستاي ارتباط تنگاتنگ شهر و روستاها فراهم ساخت و به شکل بنيادين به اين کار همت گماشت. به نظر مي رسد توجه به مقولات ذيل مي تواند در تحرک و پویایی شهری و روستایی در بخش باینگان موثر واقع گردد:

۱ـ توسعه و تقويت سازمان‌ها و دستگاههاي اجرايي و به ويژه تقويت نيروي انساني آنها در سطح بخش.

۲ـ بهبود وضعيت مسيرهاي ارتباطي شهر به محدوده‌هاي اطراف (دهستان‌هاي شيوه سر و ماکوان) و برقراري ارتباط دايم بين شهر و اين محدوده‌ها با تقويت حمل و نقل عمومي در طول اين مسيرها.

۳ـ احداث و راه‌اندازي سردخانه‌ها و يا صنايع تبديلي سبک وابسته به بخش دامداري در سطح بخش.

۴ـ توجه ويژه و دو چندان به ارتقاي وضعيت مراكز خدمات روستايي مستقر در شهر و حمايت و يا تقويت شركت هاي تعاوني روستايي در محدوده.

۵ـ ارتقاي سطح توانمندي‌هاي كمي و كيفي شهر در مديريت عمران محدوده (بخش).

۶ـ توجه خاص به قابليت‌هاي اشتغال‌زا هم در سطح شهر و هم در درون محدوده.

۷ـ تقويت و مناسب‌سازي زيرساخت‌هاي شهري.

۸ـ افزايش سطح كمي و كيفي فعاليت‌هاي مرتبط با بخش خدمات در شهر باينگان.

۹ـ توسعه و تجهيز مراكز آموزشي و توجه ويژه به تربيت نيروهاي انساني بومي.

۱۰ـ ايجاد امكانات رفاهي و خدماتي مناسب در شهر به طوري كه علاوه بر زير پوشش گرفتن روستاهاي اطراف، در خدمات بين راهي مسافرين نيز نقشي تأثيرگذار داشته باشد.

۱۱- توجه به جايگاه و قابلیت های سکنه بومي در نقاط روستايي و ايجاد ارتباط در راستاي حفاظت از محيط طبيعي،

۱۲- تقويت راه ارتباطي مرزي هم از سمت سرپل ذهاب و ثلاث، هم از سمت درون بخش مانند محور منتهي به لشکرگاه و مزران و هم از سمت پاوه به نوسود (هيروي- بله بزان و …)،

۱۳- تقويت نقش و جايگاه محيط زيست در بخش باينگان( پیشنهاد می گردد در شهر يا بخش باينگان اداره اي ويژه به شکل مستقل تحت نام اداره محيط زيست باينگان بنا به اهميت طبيعت بخش باينگان، ايجاد گردد همان طوري که شهرستان جيرفت در جنوب کرمان به دليل ويژگي هاي خاص کشاورزي داراي سازمان جهاد کشاورزي مستقلي است).

۱۴- تلاش برای برگزاری جشنوارهایی در ارتباط با محیط زیست، محصولات ارگانیک دامپروری، عرصه فرهنگ بومی- قدیمی، مشارکت سنتی و … می تواند در ارتقای جایگاه باینگان موثر واقع گردد.

پیداست این نوشتار گوشه ای از تاریخ شهر باینگان را نمایان ساخته و بضاعت اندک در نگارش اين متن به همراه کمبود اسناد مکتوب در ارتباط با شهر باینگان در این قصور و کوتاهی تأثیرگذار بوده است. با این حال هدف از اين نوشتار شروع حرکتی است در راستای معرفي و شناخت نقاط شهری و روستایی منطقه و اميد است خوانندگان، نویسندگان، پژوهشگران و دوستداران تاریخ منطقه، با نوشته هاي پربار خود در غنا بخشيدن به تاريخ نانوشته و غير مکتوب همه سکونتگاههاي اورامانات به طور خاص و کردستان به عام تلاش نموده و در احیای آن تلاش و کوشش نمایند.

با تقدیم احترام

جمال کاری

۱۱/۱۱/۱۳۹۴

  1. فیزا

    سلام میشه لینک داخل مطلبو چک کنید.برای من مشکل داشت.ممنون

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد